تبليغاتX
گریوان gerivan

 شهید داوود گریوانی
  بیلدر بووقتله ( تاریخ شمسینن) گریوانده بیر مراسم توتلده شهیدلرچن. یاخشیده که همم شهیدلردن یاداولده، هم آتالرن، گرتودلن. بوجر جلسه‌لر یاخشلق و پیسلقیم بارده. پیسلقلرن بیلدر بیردفه شئردن دینده ، بقیه‌س هم قالسن ازگه وقته. یاخشلقه بویده که شهیدلرینگ خانواده‌لرن تشکر و قدردانله اولده. ایکه‌سان او آتالردن، بیلدر تا ابوایله، دنیادن گده‌له.اینه‌که قرارده بی‌ایل هم بیلدرلین، سوم ایمام حسین‌دن، بله‌بیر یقلماق اولسن، یاخشده که اوله که رحمت خدای گده‌دله یاداولسن و آتا و انه‌ی شهیدله و ازگه بهیلر هم گترسلن. بیر ازگه ایش‌م بوکه چوخله ایشلر گریوانلله ازالنده اولسن نه که بیلدر کمن، بجنوردن گلسلن و هم برنامه‌له اولرلق اولسن هم ازلره دانشسله . گریوانده چوخ جوانله بارده که ازلره یول‌و یولاق بیلادله. اوله که گلیه اونده ، مهماندله. یاخشده که گریوانلله ازلره میزبانلق ادسله. ایستمیردم گیلا ادمه، ایستیردم، هرنقد آزم اولده بیر شهیدن دانشیی که تا اینیچان ازگه‌بیرله اونن چوخ دانشدله. شهید داوودن چوخ تئرف اولده. اوجر که ملمده بئه عزیز قارداش،  جبهه‌ده غیرتله و شجاع ایشلیرده. منن رفقلر یاخشه تئرفله ادله . اگه قرارده شهیدلرگ آدنه یقلیی، یاخشده که اونگ رفقلنن ایسدیی که گلسلن اونن دانشسلن.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 23:10 روز شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۹   |    2 نظر   |    لینک ثابت   |   

هیچ‌کاری نکنید این عید مبارک است؛ همه‌ی اعیاد شادی بخش و زیبایند. از آن جهت انسان‌ها بوجد آمده و امید به زندگی در آن‌ها زیاد می شود.زیباتر خواهد بود اگر برای رضای خدای متعال باشد. واقعیت این است که در بعضی مراسم این روزها خدا و بنده‌ی خوب او علی (ع) فراموش شده و پرپا دارندگان این اعیاد از بس مشغول شادی و ترب آن‌هم از نوع خود و برای ناراحتی دیگران گلو می‌درند که فی‌الواقع خدا و علی در این مراسم فراموش شده است. از مراسم مرسوم بالاتر فیلم و سریا‌هائی است براساس تاریخ ولی خود نوشته و با شعارهای امروزی ساخته و به نمایش گذاشته می‌شوند. تاثیرات این نمایش‌ها دراز مدت بوده و بر خشم نفرت افراد از هم ، خصوصا طرف‌داران ادیان و مذاهب را به‌هم بدبین می کند. برای جلوگیری از این کینه‌ها و بدبینی‌ها باید هیچ‌کاری نکرد. شاید لازم نبود من هم چیزی بنویسم بهتر بود برای علی و خدایش سکوت پیشه می‌کردم.اگر کسانی طرف‌دار این مذهب و آن مذهب هستند، سرجای خودشان بنشینند، به‌مرور عوام امت مشکلاتشان برطرف خواهد شد. شاهد قضیه فعالیت وهابیون در کشورها و مناطق سنی‌نشین و مقابله‌ی نابهنجار روحانیون شیعه و افزایش کشتارها در عراق و پاکستان.

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 23:21 روز چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

یئتمیش، سئکسن، توخسان وقتی مدرسه را شروع کردم خیلی وقت‌ها کلمات ترکی را با معادل فارسی آن سنجیده و سعی می‌کردم ریشه‌ی آنها را در فارسی پیدا کنم. گاها موضع انتقادی به خانواده گرفته و می‌نالیدم که چرا این کلمه را خوب ادا نمی‌کنند. بعدها فهمیدم این کلمات درست تلفظ شده وریشه‌ی اصلی آن‌ها ترکی بوده و بعضا لفظ فارسی آن عاریت ار ترکی است. ترکی در استخدام کلمات دقیق‌تر از فارسی بوده و برای خیلی از اشیاء و حیوانات و... نام های منحصر به فردی دارد. در فارسی به انواع ماست فقط ماست و با توجه شکل ظاهری آن‌ها پسوندی اضافه می‌شود. ولی در ترکی ماست‌ها با توجه به مراحلی که دارند و با هر تغییر در حالت آن‌ها، نامشان نیز عوض می‌شود: قاتوق ، سیزمه، دوراق . به قولی یکی حتی بادها هم برای خود نام و نشانی در ترکی دارند. ولی موضوع امروزم اعداد ترکی است. از سال‌ها پیش بعضی اعداد برام معما شده بودند. دهگان ترکی به این شکل تلفظ می شوند: اون، یئرمی، اوتوز، قیرخ، اللی و یا ائللی (با توجه به لهجه)، آلتمیش، بعد از این‌ها گفته می‌شود: هفتاد، هشتاد، نود ، اوز(ایز). با یادگیری حروف و اعداد فارسی این معما را با خیلی‌ها در گریوان و بجنورد طرح می‌کردم که این سه تا دهگان در ترکی چرا مثل فارسی تلفظ می‌شوند. خیلی‌ها که اصلا بلد نبوده و می‌گفتند این‌ها فرقی در دو زبان با هم ندارند. ولی تعداد کمی به این اشکال واقف بوده و حتی با کمی اختلاف در بیان، یئتمیش، سئکسن، توخسان، را بلد بودند ولی حاضر به استفاده و تلفظ آن نمی شدند. این مشکل همچنان در بین ترک‌های خراسان شمالی پا برجا بوده و اغلب مردم به این نقیصه در زبان خود واقف نیستند. با درک شرایط و توجه به زبان مادری، مدتی است سعی وافر دارم که این سه عدد را بین خانواده و دوستان و نزدیکان ترویج نمایم. بیر، ایکی، اوچ، دؤرت، بئش، آلتی، یئد دی، سئکیز، توقوز، اون و اون بیر، اون ایکی و .. اون، یئرمی، اوتوز، قیرخ، اللی و یا ائللی (با توجه به لهجه)، آلتمیش، یئتمیش، سئکسن، توخسان، اوز، ایکی اوز، اوچ اوز، دؤرت اوز، بئش اوز، آلتی اوز، یئدی اوز، سئکیز اوز، توقوز اوز، و با توجه به لهجه های موجود در خراسان مین و مینگ

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 10:53 روز سه شنبه ۴ آبان ۱۳۸۹   |    3 نظر   |    لینک ثابت   |   

اتحاد تندروها
   نتیجه‌‌ی اعمال تندروها‌، تقربیا یکیه.اینا چه در قاره‌ی آسیا و چه قاره‌ی آمریکا و یا جای دیگه‌ای باشند، مثل هم عمل کرده و وقت و انرژی زیادی‌رو از جامعه‌ی جهانی می‌گیرن. این‌ها هنوز زاده‌ی قبلی‌شونو بزرگ نکردن، درد زایمان بعدی آذارشون میده و...
  نتیجه‌ی  اعمال بعضی تندروها خانمان خودشونو و همسایه‌رو باد می‌ده ولی بعضی تندروها قبلا برا ایمنی خودشون وسایل لازم‌رو تدارک دیده و موجب بدبختی همسایه‌رو فراهم می‌آرن.
  این کشیش به هر هشیشی هم که متوسل شده باشه عرض خود برده و زحمت ما داشته است. البته این گفته از آن باب نیآمد که از قرآن و اسلاممون دفاع کرده و همراه با دیگران فقط در محکومیت او کوشیده باشیم. چون وقت و بی وقت این فرمایش جناب حضرت عبدالمطلب در مواجه با دشمنان کعبه‌ی معظمه یادآور شده‌ام که ما فقط صاحب شتران خویش هستیم؛ کعبه ، قرآن و اسلام صاحبی دارد که حافظ آن بوده و خواهد بود. اگر این نبود؛ باید قرن‌ها پیش خواسته‌ی این کشیش، محقق می‌شده تا ایشان با کمال درماندگی و دریوزگی مجبور  به همچون تقاضائی نمی‌شده که خود حتی قادر به انجام آن در خفا هم نیست، از عموم شهروندان خویش در چنین روزی نمی‌کرد که آخرش این رسوائی را ببار آورد.
  اینای خودمونم، خیلی لازم نیست، سینه به تنور بچسبانن. اگه رفتارها مردمی باشه، بدون اطلاعیه‌های رسمی، باید مردم ما مثل مردمی که به بهانه‌ی 11 سپتامبر، مورد خشم طرفین نزاع قرار داشته‌اند؛ به خیابان‌ها ریخته و به گستاخی آن کشیش بی‌خبر از دین خویش پاسخ دهند.
  عدم اتحاد بین مسلمین مشکل اساسی است. هر از گاهی جامعه‌ی مسلمین با روش‌هائی تست می‌شوند؛ تا به انحای مختلف مشغول داشته شده و از اهداف اصلی‌شان باز داشته شوند.درون و بیرون مسلمین آنان را از رشد و توسعه‌ی همه‌جانبه دور می‌کند تا بجای کمال جوئی و ترقی، وقت و انرژی خود را صرف حاشیه‌ها کرده و نهایتا قبول کند که مسلمان در دنیا باید فقیر و ظلم پذیر بماند.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 22:45 روز يکشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۹   |    یک نظر   |    لینک ثابت   |   

گريوان و گريواني‌ها قبلا به موضوع ثبت فاميل در زمان پهلوي اول اشاره داشته ام. در شروع صدور شناسنامه، حوزه ي صدور شناسنامه براي تعدادي از روستاهای بجنورد، روستاي شاه‌پسند تعیین و در آنجا برای یک خانواده، فامیل کوهستانی ، یکی هم پهلوان و بقیه‌ی مردم گریوان، فامیل گریوانی صادر شده است. اما بعدها ، خصوصا بعد انقلاب به دلایل زیاد، تعدادی از اهالی روستا شهرت خود را از گریوانی به فامیل دیگری تغییر داده‌اند. آن تعداد از اهالی گریوان که فامیل غیر گریوانی اختیارکرده‌اند؛ به لحاظ شباهت و تکرار آن در سطح کشور، اطلاع دقیقی از آن‌ها در دست نیست. ولی افراد زیادی با فامیل خوب گریوانی در فضای مجازی مشغول فعالیت هستند که اکثر آن‌ها تحصیلات عالیه داشته و از فرهیختگان برجسته‌ی گریوان هستند. چند سالی است که با فیس‌بوک آشنا شده و عضویت دارم. ولی از زمان فارغ‌بالی از مشغله‌ی اداری، به این فضا هم بیشتر آمد و شد دارم. گریوانی‌های زیادی در این فضا هم فعالیت دارند که افتخار دوستی با آنها را پیدا کرده‌ام. از این فضا و خصوصا از صفحه‌ی خودم از دوستان خواسته‌ و می‌خواهم که به فامیل خود افتخار کرده و ضمن جهانی فکر کردن منطقه‌ای و محلی عمل نمایند. باشد تا گریوان جایگاه واقعی خود را یافته و نام ، فرهنگ و زبان آن پر آوازه گردد.

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 17:8 روز شنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

اتحاد برای گریوان

 تو این چند روز تماس‌هائی در رد و تائید موضوع تغییر نام گریوان مطرح شده که مورد امروز از یک عضو محترم شورا مهم بوده وبرای دو منظور منعکس می‌گردد: 1- اگر موضوع تغییر نام شایعه بوده باشد با این پست و آوردن عین پیام عضو شورا، این نوشته تکذیبه‌ای بر مطلب قبلی خواهد بود.
پیام شورا: "
من به عنوان نماینده ملت شریف گریوان از طرف خودم ، شورا و ملت شریف گریوان اعلام می‌کنم چنین سخنی از اساس شایعه و باطل است و به فرض محال اگر هم چنین مساله‌ای باشد، با مخالفت شورا و مردم مواجه خواهد شد"
2- البته با استفاده از قاعده‌ی "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها" یحتمل موضوع به نوعی مطرح بوده و شاید قصد برآورد نظر مردم و یا به عبارتی بررسی حساسیت عمومی نسبت به تغییر نام را داشته اند. در این صورت هم با انتشار این پیام، ضمن خنثی کردن فکرهای شوم احتمالی، در صورتی که افرادی قصد عملی کردن این ایده را در آینده داشته باشد، مسئولیت پیگیری را متوجه شورا کرده و در آینده باید پاسخ‌گو باشند.

 علی‌رغم بیان دو بند فوق و ذکر این موضوع که رئیس شورا هم با تماس تلفنی موضوع را تکذیب کردند؛ ولی لازم می دانم بر توجه و خواست عمومی تاکید کرده و برای دیگر مسائل گریوان هم مردم خصوصا فرهیختگان محلی حساسیت لازم را داشته باشند.

 



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 14:48 روز يکشنبه ۱۴ شهريور ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

چه روستا و چه شهر فقط گریوان
   پیشرفت جزء ذات موجودات زنده است. یگ ارگانیسم زنده، تولد، رشد و فنائی را دارد. جوامع بشری هم موجودی زنده بوده و ذاتا به دنبال بالندگی و رشد است. این‌که افراد یا حکومت‌ها مدعی رشد و توسعه باشند، از بعضی جنبه‌ها قابل بررسی و تعمق است. تاثیر افراد دست‌‌اندر کار فقط در تسریع و تاخیر رشد پدیده‌های اجتماعی می‌تواند؛ مورد مطالعه قرار گیرد. این قاعده‌ی کلی است که، رشد و توسعه در یک جامعه‌ی پویا قطعا اتفاق خواهد افتاد.
  این مقدمه از آن جهت آمد؛ که ظاهرا استان خراسان شمالی هم ، برای پیشرفت ناگزیر از توجه به پیرامون خود شده و به دنبال بسط شهرستان، بخش و شهرهای خود شده است، مناطق مستعد را شناسائی و با ملاک‌های تقسیمات کشوری قصد ارتقاء آن‌ها را دارد. در همین راستا، بی‌توجهی دستگاه‌های دولتی به منطقه‌ی گریوان، با وجود طولانی شدن، به پایان رسیده و به دنبال تبدیل گریوان به شهر هستند. چند خطای استراتژیک در مورد گریوان رخ داده که ادامه‌ی آن خصوصا موضوع تغییر نام روستا می‌تواند، مشکلات زیادی را در آینده برای مردم و مسئولین بار آورد. 1- مسیر گریوان به بجنورد در دو مرحله‌ی مدت دار از " زو" به قره‌باشو و از آنجا به اسدلی تغییر یافته که مسافت راه را از 17 کیلومتر، به 25 و از این مسافت به 35 کیلومتر افزایش داده است. 2- جاده فعلی غیر استاندارد، طولانی و باریک بوده و تاکنون چند تصادف منجر به کشتار داشته است. 3- لوله کشی آب گریوان به علت اختلافات مردم با مجریان طرح آب‌رسانی، طولانی و غیر قابل استفاده شده و خیلی از مناطق در طول شبانه‌روز آب ندارند. 4- طرح بهسازی طولانی و کند بوده و مانع بقیه امور عمرانی روستا می‌گردد.5- اختلافات مردم صحراهای مختلف گریوان، نیستانه، علی‌گل و قاپاق، بر سر آب سرچشمه طولانی و ریشه‌دار شده و عدم تصمیم دستگاه‌های ذی‌ربط، موضوع را به آتش زیر خاکستر تبدیل کرده و بیم درگیری و فجایع حاصل از آن، هرلحظه ممکن است، طوایف و صاحبان آب‌بندهای مربوطه را تهدید می‌کند. موارد زیادی مشکل برشمرده اند که خیلی از آن‌ها به ذات روستا و روستائی بودن ساکنین صبور آن تبدیل شده و گویا جدا شدن از آن‌ها میسر نبوده و یا این‌که تصور عموم این شده که این‌ها رفع شدنی نیست.
  خطای بزرگی دیگر که از شایعات رد وبدل شده به گوش می‌رسد، تغییر نام گریوان است.گفته شده در صورت تبدیل به شهر نام گریوان تغییر خواهد یافت. در صورت صحت و یا عملی شدن این موضوع می‌تواند به فاجعه‌ی غیر قابل جبرانی تبدیل شود. سابقه‌ی تغییر نام شهرها و روستاها در دهه‌های اخیر خوب نبوده و مشکلات اجتماعی و اقتصادی زیادی را بار آورده است. گریوان نام زیبائی بوده و نیازی به پسوند و یا پیشوند، باهر زیبای دیگری نیست. غیر از نیستانه که روستا و مردم آن، مشخصات، فامیل و مختصات مستقل خود را داشته و با فاصله‌ای که تا گریوان دارند، به این زودی‌ها امکان وصل نخواهد داشت، آبادی و روستاهای، علی‌گل، قاپاق و کلاته‌ها، از قدیم الایام فامیل گریوانی را بر روی خود داشته و در اسناد و مدارک رسمی و غیر رسمی جزئی از گریوان محسوب می‌شوند. لذا جلب رضایت اهالی منطقه، بهانه‌ی خوبی نبوده و در خوشبینانه‌ترین حالت می‌توان گفت این محصول ذهن معیوب مسئولین محلی و شهرستانی است که به دنبال اختراع و ابداعی به نام خود بوده واز این طریق خواهند گفت : شهری جدید ساخته اند. اما دیدگاه مقابل هجمه‌ی مخالفین گریوان و بعضا ترک‌ستیزان شهری را مقصر دانسته و به این نوع پیش‌رفت به دیده‌ی تردید می‌نگرند. بعضی غیر ترک‌های استانی ، نقشه‌های خوبی برای قومیت‌های خوب و آرام ، منطقه ندارند. در هر صورت بهترین وضعیت، حفظ وضعیت موجود بوده و از تحریک احساسات مردم باید اجتناب کرد. چه روستا و چه شهر فقط نام " گریوان " برازنده‌ی گریوان است.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 14:31 روز پنج شنبه ۱۱ شهريور ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

بیان احکام به ترکی
   قبلا به وضعیتی  اشاره داشته‌ام که در آن سخنرانان و روحانیونی اکثر استان‌هائی که زبان و لهحه‌ای غیر از زبان رسمی کشور دارند، وقتی به عنوان خطیب وارد زادگاه خود می‌شوند؛ به همان زبان و یا لهجه‌ی محلی خود، سخن می‌رانند و پیام خود را به مستمعین می رسانند. ولی در شمال خراسان( بجنورد، شیروان، اسفرایین، قوچان، فاروج و...) که اکثر مردم آن ترک و کرد زبان هستند؛ وضع چنین نیست. یک روحانی و تحصیل‌کرده‌ی ترک و یا کرد(کرمانج) وقتی پشت تریبون و یا بالای منبری قرار می‌گیرد؛ متاسفانه صدر و ذیل صحبتش، غیر زبان مادری است و غافل از آن است که وقتی از این موضع فرود آمد یکی از همین مردم بوده و به زبان آنها تکلم می‌کند.
  باید خوشحالی خود را آشکار کنم که، بعد از سال‌ها انتقاد به این وضع، دیدم برای اولین بار، روحانی جوان و خوش‌ذوق گریوانی ما بین نماز ظهر و عصر ، احکام را به زبان ترکی برای حاضرین توضیح می‌دهد. البته سال‌ها پیش بعضی نوحه خوان‌ها هم از کلمات ترکی استفاده می‌کردند ولی چون منابع آن‌ها ترکی شیرین آذری بود، در خواندن آن با لهجه‌ی ترکی گریوان با مشکل مواجه می‌شدند.
   این واقعیتی تلخ است که ما منابع ترکی محلی نداشته و مجبوریم از کتب و منابعی که تمامی آن‌ها در کتاب‌خانه‌ها و  مراکز آموزشی، به زبان فارسی و حتی عربی و انگلیسی و بعضا ترکی آذری و یا استانبولی است؛ استفاده نمائیم. و این برای گوینده‌ی مطلب مشکلاتی در محاوره بوجود می آورد که طبیعی هم هست. اما با تکرار و تداوم آن، از تعداد کلمات غیر ترکی کاسته شده و به غنای ارتباط با مخطبین افزدوه خواهد شد.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 13:7 روز جمعه ۵ شهريور ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

برزخ بین ادره و منزل وقتی بهم تلفن شد که ساعت 2 بعد ظهر در سالن جلسات باشم، بی‌درنگ گفتم، حداقل شما که در جریان بودید باید می‌گفتید که فلانی نزدیک سه هفته است که بازنشست شده و مسئولیتی ندارد. (آخه با وجود اعلام چند باره در جلسات متعدد، دبیران کمیسیون‌های اداری سازمان‌های دیگر هم حسب عادت، برای جلسات تماس می‌گیرند.) بعد ساعتی معلوم شد که دعوت با علم به دوریم از دستگاه بوده است. وقتی سر قرار رسیدم و تعدادی نظر را استماع کردم، اشاره شد که نظرم را راجع به هسته‌ی تحولی که برای بخش‌های مختلف تدارک دیده شده، بیان کنم. ایراد مهم جلسات اداری، تئوری پردازی و دادن ایده‌هائی است که حتی گوینده‌ی آن هم، ایمان به اجرائی شدن و موفقیت آن ندارد. شاید همان‌گونه که به ایشان هم گفتم، برزخ میان منزل و اداره، هنوز قانعم نکرده که اینور میز قرار دارم، لذا بر خلاف انتظار بعضی‌ها، از مواضع گذشته دفاع کرده و مدعی شدم که کارهای قبلی خیلی‌‌هاشون ‌ مفید بوده و باید اجرائی شوند. اگر قرار است در این جلسه ، از بهره وري، اولويت ها و اهداف سازماني،تمركززدائي و... مورد بحث قرار گيرد، چه بهتر كه مسئولين و كارشناسان قبلي و فعلي راه ها و روش هاي متعدد را مورد بررسي قرار دهند. از اين باب كه فرصتي فراهم آمده كه حتي بازنشسته ها نيز اظهار نظر نمايند، جاي تقدير و قدر داني دارد. مثلا اگر تصميم بر اين است كه، بخشی از امور تصدی‌گری به خاطر کوچک سازی سازمان به بخش خصوصی واگذار شود؛ اولا باید مدیران ارشد و میانی به کم کردن اخیتارات و کاهش مسئولیت‌هایشان تن بدهند و در ثانی خارج از ساز و کارهای موجود هم امکان اجرائی شدن این ایده به سختی پیش خواهد رفت. دستگاه و سازمانی که هنوز دقیقا امور حاکمیتی را از بخش‌های تصدی‌گری تفکیک نکرده، چه چیزی را به خارج از سیستم اداری خود، می‌خواهد منتقل نماید؟ دستگاه‌های اداری چند سالی برای تحول اداری و چابک سازی دولت طرح‌هائی از جمله، اصلاح فرایندها، خصوصی‌سازی، نظام‌پیشنهادها، اتاق فکر و... را پی‌گیری می‌نمایند. برای این منظور پست‌های سازمانی هم پیش‌بینی شده است. الغرض، توجیم این بود که اگر این بخش‌ها هم با رکود و رخوتی مواجه است، چاره‌ی کار تشکیل هسته یا واحدی هم عرض نیست. بهتر است با سازوکارهای مناسب، واحدهای قانونی تقویت و مقررات و یا نظرات جدید در این قالب به اجرا برسند وگرنه چند صباح دیگر و یا با ورود مسئولین جدیدتر، این هسته نیز به فراموشی سپرده شده و نه تنها وحدهای سازمانی تقلیل نخواهند یافت بلکه بر تعداد آنها افزدوه خواهد شد. بهتر است مسولین جدید با اصلاح کاستی‌ها، کارهای خوب و نیمه تمام گذشتگان را ادامه دهند. بیان این نظر درسته که به خاطر تعلق خاطر به کارهای گذشته است ولی لازمه‌ی پیشرفت هم، ترسیم راه درست و ادامه‌ی آن تا حصول نتیجه است. اگر قرار باشد با تعویض کابینه و تغییر افراد، راه و روش‌ها هم کاملا تغییر کنند، چه تضمینی هست که آیندگان هم همین نظر را در مورد امروزی‌ها اعمال ننمایند؟

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 1:25 روز چهارشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۹   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

چه كسي پنير مرا جا به جا كرد؟ اولين هفته ي باز نشستگي زماني به تعطيلي ميان هفته و عيد نيمه ي شعبان رسيد كه من هنوز درگير امور اداري مربوط به بازنشستگي بوده ام.علي رغم پي گيري هاي دوستان، من هم بي نصيب از طي طريق، بين دو سازمان نشدم. ظاهرا با اعلام ديروز، مشكل خاصي نبوده و يحتمل اين ماه امكان برقراري حقوق ميسر خواهد شد. وگرنه مشمول وضعيتي خواهيم شد كه همكاران ديگر چند ماهي است،دچار آن شده و آب باريكه اشان قطع گرديده است خيلي ها خوش به حال گفته و تعدادي هم با پيامك هاي زيبا و جالب مورد لطف قرارم داده اند، اما باور اين كه آيا بازنشستگي تبريك دارد ، فعلا سخت است. شايد هفته هاي بعد بهتر بتوان راجع به حس و حال اين دوره از زندگي حرف زد. گفتم اين دوره، شايد بهترين تحليل و نظر هم همين باشد. بالاخره سي سال را در يك سازمان گذران كردن اگر هيچ اتفاقي هم بعد رفتن از محل كار نداشته باشد، ترك عادتش موجب مرض خواهد شد. ولي خوب قبول بايد كرد كه پنيرمان جابجا شده و مسير يافتن آن هم راه ديگري طلب مي كند. . البته فرصت زيادي براي پيدا كردن پنير نداشته ام. راه هاي كج و معوج زيادي براي رسيدن به پنير تعبيه شده، شايد با مرور زمان، بتوان پستوهاي پيدا و نهان آن را تست كرده و پنيرهاي تازه و زيادي يافت . ميلاد حضرت قائم و عيد امروز برهمه مبارك

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 18:1 روز سه شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۹   |    یک نظر   |    لینک ثابت   |   

12345



  

خانه
آرشیو وبلاگ
ایمیل مدیر وبلاگ


آرشیو مطالب

آذر1389-2 پست
آبان1389-1 پست
شهریور1389-5 پست
مرداد1389-2 پست
تیر1389-2 پست
خرداد1389-4 پست
اردیبهشت1389-2 پست
فروردین1389-2 پست
اسفند1388-1 پست
بهمن1388-1 پست
دی1388-2 پست
آذر1388-2 پست
مهر1388-2 پست
شهریور1388-2 پست
مرداد1388-2 پست
تیر1388-2 پست
خرداد1388-3 پست
اردیبهشت1388-2 پست
فروردین1388-5 پست


موضوعات

زیست‌محیطی
اجتماعی
اقتصادی
سیاسی
محلی
گریوان و گریوانی‌ها
علمی
کشاورزی
فرهنگی
ادبی
تاریخی
آموزشی
بجنورد
مذهبی
تصویری


مطالب اخیر

شهیدلردن دانشلسن
عید قدیر
شمارش اعداد
11 سپتامبر
فیس‌بوک
حساسیت عمومی
گریوان
زبان مادری
هسته‌های تحول
بازنشستگي
به‌ بهانه‌ی خاطرات
جام جهانی فوتبال
سفر سبزوار
براي سالوك
نيمه خرداد


پیوندها

گریوان

گریوان

بلاگدون

بلاگ‌فا
گریوان‌نیوز
گریوان‌سیتی


نویسندگان وبلاگ

الیاس پهلوان



پیوندهای دیگر

پاراگلایدر و هواپیمای مدل بجنورد



آمار وبلاگ

بازدید امروز: 12
بازدید دیروز: 6
بازدید ماه جاری: 644
بازدید کل: 24529