|
خاطراتی زمستانی مي خوانند ملاحان سرودي : اگر باران به کوهستان نبارد به روزي دجله گردد خشکسالي سالهای پیش سرودهای انقلابی نمود زیادی در صدا و سیما داشت. شاید دههی آخر صفر از ملاحظاتی باشد که باعث شده، رنگ و بوی انقلاب اسلامی 57 کمتر شده و به پخش بخشهای گزینشی از سخنان امام، اکتفا شود. در هر صورت همین مقدر هم کافی است تا روزهای زمستان 57 برای افرادی که آن روزها را درک کردند تدائی گردد. زمستان آن سال نسبت به سال های پیش از آن برف کمتری میآمد. سابقهی سرمای بجنورد و زمستانهای طولانی گریوان، باعث میشد تا گرمای خورشید 57 به مزاق خوش آمده و مثل دیگر تصورات خویش که شاید پیک احساسات و خوشبینیهای امثال ما بود، توجه فوقالعادهی خدائی را از اعمال خویش داشته باشیم. با همین تصور و اعتماد به نفس زایدالوصف، شعارمان این شده بود که "به کوری چشم شاه زمستانم بهاره" متاسفانه این بهار در زمستان در اکثر سالها تداوم یافته و به حدی رسید که کلوخهای مزارع گریوان هم خیس نمیشود. هفتهی گذشته وقتی برای راهپیمائی به سمت سرچشمه میرفتم، حتی نگران پیمودن راه با کفشهای معمولی روی آسفالت هم نبودم. 90 دقیقه راه و بیراه، در پستی و بلندی، دریغ از تغییری در ظاهر کفشها. حال آن که، دوران کودکی و نوجوانی ما، بدون چکمه، نه در بیابان که داخل گریوان نیز نمیشد، راه رفت. بهمنهای پیشین را سایهوار در ذهن دارم اما، بهمن 57 و بهمن 88 را ثبت شده در تاریخ خویش میبینم که شباهتهای زیادی بههم دارند. صبح الطلوع که جو را متغیر دیدیم، پسرم انتظار تغییر آنچنانی و انقلابی زمستانی را داشت. ولی من، بیهیچ توجه مثل هر روز خودروی ضعیف خویش را به خیابان رانده، بیملاحظهی چندپرک برف با سرعتی همیشگی به سوی مقصد خویش راندم. گوئی تجربهی سالهای زمستانی، امروز برفی را هم نوید تغییری نبوده و آن چه میپنداشت پسرکم، سرابی بیش نبود. شاید او باید، زمستان های زیادی را بیخز بگذراند، تا آنچه، من به گفتههای پدرسالخورده ام بیتوجه بودم، در سالیان بعد به چشم خود ببیند. یادواره شهدای منطقه گریوان
شهدا عامل وحدت یادوارهها گرچه بهصورت رسمی و نیمه دولتی برگزار شده و حواشی آن پررنگ شده و سمت و سوی واقعی خود را از دست میدهند؛ ولی یادواره امسال گریوان در شرایطی با عنوان زیبای " 52 شهید منظقه گریوان" در سهشنبه 8/10/88 در مسجد جامع گریوان برگزار خواهد شد که جامعه کوچک محلی ما بیش از پیش به وحدت نیاز داشته و با از حواشی غیر ضرور دوری نماید. انشاءالله این گردهمآیی آنطوری که مدنطر ستاد مربوطه است برگزار تا اهالی خوب روستاهای اسدلی، اماموردی، درتوم، علیگل، نیستانه و گریوان در یک محیط دوستانه دورهم جمع شوند. درایت مسولین امر در: 1- در انتخاب روز برگزاری که سومین روز شهادت سالار و سرور شهدای عالم حسینبن علی(ع) است؛ 2- مشارکت کلیه روستای منطقه؛ همانهائی که ادعا دارند، در اطراف بجنورد بهعنوان مرکز استان خراسان شمالی، از اراضی و باغات و آب وهوائی برخوردار ند که میتواند؛ برای تامین نیازها و تفریحات مردم بجنورد و مسافرین این خطه افتخارآفر ین باشد. برگزای منظم و آبرومند این نشست میتواند استعداد و توانمندیهای منطقه را بیش از پیش نمایان کرده و زمینه را برای ترقیهای شایستهی خود هموار نماید. افتخار اینرا دارم که به دعوت ستاد یادواره؛ حضور عاشورای حسینی گریوان را به روز برگزاری یادواره پیوند داده و از این مراسم گزارشی را در اینجا منعکس نمایم. به زعم بنده شهدا از عوامل مهم اتحاد جامعه بوده و در شرایطی که گریوان برای گامهای بلند در آینده به وحدت نیاز دارد؛ شهدای گریوان چراغ راه شده و راهنمای نسلهای بعدی گردند. چه خوب خواهد بود که مسولین یادواره از افراد مختلف روستا برای ایراد سخن و نظر کمک گرفته و یادی هم از افراد مختلفی که؛ چه قبل و بعد انقلاب( کدخداها، بزرگان، شوراها و ...) به روستا خدمت کرده و مردم را در دشواریها یاری دادهاند؛ یادی نمایند.
شهدا عامل وحدت
یادوارهها گرچه بهصورت رسمی و نیمه دولتی برگزار شده و حواشی آن پررنگ شده و سمت و سوی واقعی خود را از دست میدهند؛ ولی یادواره امسال گریوان در شرایطی با عنوان زیبای " 52 شهید منظقه گریوان" در سهشنبه 8/10/88 در مسجد جامع گریوان برگزار خواهد شد که جامعه کوچک محلی ما بیش از پیش به وحدت نیاز داشته و با از حواشی غیر ضرور دوری نماید. انشاءالله این گردهمآیی آنطوری که مدنطر ستاد مربوطه است برگزار تا اهالی خوب روستاهای اسدلی، اماموردی، درتوم، علیگل، نیستانه و گریوان در یک محیط دوستانه دورهم جمع شوند.
درایت مسولین امر در: 1- در انتخاب روز برگزاری که سومین روز شهادت سالار و سرور شهدای عالم حسینبن علی(ع) است؛ 2- مشارکت کلیه روستای منطقه؛ همانهائی که ادعا دارند، در اطراف بجنورد بهعنوان مرکز استان خراسان شمالی، از اراضی و باغات و آب وهوائی برخوردار ند که میتواند؛ برای تامین نیازها و تفریحات مردم بجنورد و مسافرین این خطه افتخارآفر ین باشد.
برگزای منظم و آبرومند این نشست میتواند استعداد و توانمندیهای منطقه را بیش از پیش نمایان کرده و زمینه را برای ترقیهای شایستهی خود هموار نماید.
افتخار اینرا دارم که به دعوت ستاد یادواره؛ حضور عاشورای حسینی گریوان را به روز برگزاری یادواره پیوند داده و از این مراسم گزارشی را در اینجا منعکس نمایم. به زعم بنده شهدا از عوامل مهم اتحاد جامعه بوده و در شرایطی که گریوان برای گامهای بلند در آینده به وحدت نیاز دارد؛ شهدای گریوان چراغ راه شده و راهنمای نسلهای بعدی گردند.
چه خوب خواهد بود که مسولین یادواره از افراد مختلف روستا برای ایراد سخن و نظر کمک گرفته و یادی هم از افراد مختلفی که؛ چه قبل و بعد انقلاب( کدخداها، بزرگان، شوراها و ...) به روستا خدمت کرده و مردم را در دشواریها یاری دادهاند؛ یادی نمایند.
تلاش شیاطین و غفلت انسان آنچه نزدیکان و همراهان امام در خصوص ایشان میگویند، یک بحث است و آنچه در سیرهی دهسالهی امام دیده شده و یا در صحیفه نگاشته شده یک بحث دیگری است. گفتههای ارادتمندان ایشان به سبب زاویه دید هر یک، متفاوت می نماید از دیگری و شاید مستند برای همهی امور نهگردد. ولی آنچیزی که در بیان و نوشتار حضرتش آمده به جهت اطلاع وپیشبینی او بعد خودش، فقط دستخط و گفتارش را ملاک استناد و عمل قرار داده است. متاسفانه اختلاف و برداشتهای چندگانه نه در فرهنگ که در دین و مذهب ما هم سابقهای طولانی دارد. توجه امروزی به عکس امام، واقعا عکس کردن امام است. طبق قانون فردی که جرمی را مرتکب شده باید خودش پاسخگو باشد حتی خانواده و اهل منزل او هم نه باید، از خطای او در مشکل و سوال افتند، تا چه رسد به دوستان و هم مسلکان و... چه معنا دارد که امامی که حاضر نهبود لحظه و روزی کشور برای موضوع خاصی با مشکل مواجه و یا تعطیل شود، چند روز و چند ماه با بحران مواجه گردد. حال اگر کسی در این رابطه و یا هر ارتباطی خلافی مرتکب شده خصوصا که از او عکس( خودش) و فیلم هم دارند، و یا کسی که اعتراف میکند خطائی را مرتکب شده برخورد نمایند. نهکند این موضوع مستمسکی برای ماه محرم شده و عزای مردم را به عزایی دیگر تبدیل نمایند. این مسائل سابقه دار شده ، موضوعاتی در کشور اتفاق میافتد، که فرصتهائی مثل ماه مبارک و محرمالحرام با حاشیههای فراوان به حاشیه رانده شده و اصل موضوع از دسترس دور می ماند. البته شیطان بیکار نیست. هر کسی را به نوعی مشغول می دارد، تا از یاد معبود غافل شود. زیاد دیده شده که در عزای عزیزی بیجهت میخندیم و یا عروسی را به دعوا و نزاع آلوده میکنیم. به سپیدی برف سلامت محیط زیست در همه حال تعاریفی از شهر و روستا ما را چون علی باید ازعلی گفتهها آمده وخواهد آمد. هر نسل وعصری از علی گفته و او را خواسته. بعض خواستنها فروکاستن بوده و وصفها برداشتها نسلی وفصلی انسانها. وچارهای هم نیست. اگر علی را بشر توان گفت، (که باید هم گفت چون اگر غیر این باشد، بر انسانها حرچی نیست چون فوق بشری را بابشر نتوان مقایسه کرد) از بحثهای بشری هم اجتناب نهتوان کرد. ما بشریم وبه وسع خود و با تاثیر و تاثر از محیط پیرامون، اظهار نظر کرده و ابراز احساسات نسبت به علی میکنیم. علی را به حق جمع اضداد گفته اند. حال اینکه جمع ضدها ممکن است یا نه؟ پاسخی است که به واسطهی رفتارهای ایشان که گویی در همهی اعصار بوده وکلامش آئینهی تمام نمای نسلهای گذشته وامروز و بعدها است. عدالت، اخلاق، جنگ، صلح، دعا، حکومت، خانه نشینی ، صبر،...و شهادت او آرزویی است که همه نسلها در پی اش بوده و سر وجانها برایش نثار وایثار کردهاند و قطعا خواهند کرد. تمسک یک گروه و دسته و حکومت و.... به علی وعدالت واخلاق او مانع آن نهبوده که مخالفین ایشان(متمسکین راست و دروغ) به واسطهی مصادرهی وی ، روی از علی برگردنند. طرفداران و یاران ومعتقدین به علی را بازهای یزرگ است که زاویه ی بازی نسبت به هم وگاها خلاف جهت همدیگر دارند. شدت خلاف جهت به حدی است که طرفدارو دوستادار وعاشق و مریدایشان آن دیگردل باخته و شیدا را تکفیر کرده ومشرکش می خواند. واینهمه مانعی برای طی طریق دیگری نشده و نهخواهد شد. به هر روی ما هم با قلیل بضاعت خویش در شب شهادتش از او می خواهیم که را نشان مان دهد و÷ایدارمان به دارد و سر وسامانمان دهد دراین وادی بی سامانی . وسبزمان به دارد همیشه واندیشه های سبز او را پاس به داریم.
علی هم می توانست اما... خلیفه نیستیسلطان هم فقط امام اول مظلومانی و جای پنج سال میشد که پنجاه سال حاکم باشی میشد که شامات را چون دندانی کند و پراکند که سهم بچههای ابوسفیان باشد و در امارت کوفه کاری هم به «ابنملجم» و «قطام» داد. میشد هر سال به هند و پارس به چین و ماچین دعوت شد سلطان روم ....بقیه در ادامه ادامه مطلب ضیافتالله هر عضوی اگر وظایف خود را برای مدت زیادی تعطیل کند، اختیار آن عمل یا وظیفه از او سلب میشود. ظاهرا این قاعده در همهی سیستمهای زنده جاری وساری است. سیستمی مثل بدن انسان، سیستمهای اداری، اجتماع و... برای امتحان مدتی یکی از چشمها را ببندیدو یا یکی از دستها بر گردن آویزید، بعد مدتی خواهید دید که این اعضاء از انجام وظیفهی خود، حداقل برای مدتی عاجز هستند. سومیها تاريخي كه سياستمدار براي مردن وارد سياست ميشود وبرای قهرمان شدن می میرد ، آدمها مثل برگ خزان کشته میشوند ولي نامشان باقي ميماند..... |
| ||||||