گریوان gerivan

خاطراتی زمستانی

مي خوانند ملاحان سرودي :

اگر باران به کوهستان نبارد به روزي دجله گردد خشکسالي

     سال‌های پیش سرودهای انقلابی نمود زیادی در صدا و سیما داشت. شاید دهه‌ی آخر صفر از ملاحظاتی باشد که باعث شده، رنگ و بوی انقلاب اسلامی 57 کمتر شده و به پخش بخش‌های گزینشی از سخنان امام، اکتفا شود. در هر صورت همین مقدر هم کافی است تا روزهای زمستان 57 برای افرادی که آن روزها را درک کردند تدائی گردد. زمستان آن سال نسبت به سال های پیش از آن برف کمتری می‌آمد. سابقه‌ی سرمای بجنورد و زمستان‌های طولانی گریوان، باعث می‌شد تا گرمای خورشید 57 به مزاق خوش آمده و مثل دیگر تصورات خویش که شاید پیک احساسات و خوش‌بینی‌های امثال ما بود، توجه فوق‌العاده‌ی خدائی را از اعمال خویش داشته باشیم. با همین تصور و اعتماد به نفس زایدالوصف، شعارمان این شده بود که "به کوری چشم شاه زمستانم بهاره" متاسفانه این بهار در زمستان در اکثر سال‌ها تداوم یافته و به حدی رسید که کلوخ‌های مزارع گریوان هم خیس نمی‌شود. هفته‌ی گذشته وقتی برای راه‌پیمائی به سمت سرچشمه می‌رفتم، حتی نگران پیمودن راه با کفش‌های معمولی روی آسفالت هم نبودم. 90 دقیقه راه و بی‌راه، در پستی و بلندی، دریغ از تغییری در ظاهر کفش‌ها. حال آن که، دوران کودکی و نوجوانی ما، بدون چکمه، نه در بیابان که داخل گریوان نیز نمی‌شد، راه رفت. بهمن‌های پیشین را سایه‌وار در ذهن دارم اما، بهمن 57 و بهمن 88 را ثبت شده در تاریخ خویش می‌بینم که شباهت‌های زیادی به‌هم دارند. صبح الطلوع که جو را متغیر دیدیم، پسرم انتظار تغییر آن‌چنانی و انقلابی زمستانی را داشت. ولی من، بی‌هیچ توجه مثل هر روز خودروی ضعیف خویش را به خیابان رانده، بی‌ملاحظه‌ی چندپرک برف با سرعتی همیشگی به سوی مقصد خویش راندم. گوئی تجربه‌ی سال‌های زمستانی، امروز برفی را هم نوید تغییری نبوده و آن چه می‌پنداشت پسرکم، سرابی بیش نبود. شاید او باید، زمستان های زیادی را بی‌‌‌خز بگذراند، تا آن‌چه، من به گفته‌های پدرسالخورده ام بی‌توجه بودم، در سالیان بعد به چشم خود ببیند.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 22:19 روز يکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸   |    یک نظر   |    لینک ثابت   |   

یادواره شهدای منطقه گریوان شهدا عامل وحدت یادواره‌ها گرچه به‌صورت رسمی و نیمه دولتی برگزار شده و حواشی آن پررنگ شده و سمت و سوی واقعی خود را از دست می‌دهند؛ ولی یادواره امسال گریوان در شرایطی با عنوان زیبای " 52 شهید منظقه گریوان" در سه‌شنبه 8/10/88 در مسجد جامع گریوان برگزار خواهد شد که جامعه کوچک محلی ما بیش از پیش به وحدت نیاز داشته و با از حواشی غیر ضرور دوری نماید. انشاءالله این گردهم‌آیی آن‌طوری که مدنطر ستاد مربوطه است برگزار تا اهالی خوب روستاهای اسدلی، امام‌وردی، درتوم، علی‌گل، نیستانه و گریوان در یک محیط دوستانه دورهم جمع شوند. درایت مسولین امر در: 1- در انتخاب روز برگزاری که سومین روز شهادت سالار و سرور شهدای عالم حسین‌بن علی(ع) است؛ 2- مشارکت کلیه روستای منطقه؛ همان‌هائی که ادعا دارند، در اطراف بجنورد به‌عنوان مرکز استان خراسان شمالی، از اراضی و باغات و آب وهوائی برخوردار ند که می‌تواند؛ برای تامین نیازها و تفریحات مردم بجنورد و مسافرین این خطه افتخار‌آفر ین باشد. برگزای منظم و آبرومند این نشست می‌تواند استعداد و توان‌مندی‌های منطقه را بیش از پیش نمایان کرده و زمینه را برای ترقی‌های شایسته‌ی خود هموار نماید. افتخار این‌را دارم که به دعوت ستاد یادواره؛ حضور عاشورای حسینی گریوان را به روز برگزاری یادواره پیوند داده و از این مراسم گزارشی را در این‌جا منعکس نمایم. به زعم بنده شهدا از عوامل مهم اتحاد جامعه بوده و در شرایطی که گریوان برای گام‌های بلند در آینده به وحدت نیاز دارد؛ شهدای گریوان چراغ راه شده و راهنمای نسل‌های بعدی گردند. چه خوب خواهد بود که مسولین یادواره از افراد مختلف روستا برای ایراد سخن و نظر کمک گرفته و یادی هم از افراد مختلفی که؛ چه قبل و بعد انقلاب( کدخداها، بزرگان، شوراها و ...) به روستا خدمت کرده و مردم را در دشواری‌ها یاری داده‌اند؛ یادی نمایند.
ادامه مطلب

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 12:12 روز چهارشنبه ۱۶ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

شهدا عامل وحدت یادواره‌ها گرچه به‌صورت رسمی و نیمه دولتی برگزار شده و حواشی آن پررنگ شده و سمت و سوی واقعی خود را از دست می‌دهند؛ ولی یادواره امسال گریوان در شرایطی با عنوان زیبای " 52 شهید منظقه گریوان" در سه‌شنبه 8/10/88 در مسجد جامع گریوان برگزار خواهد شد که جامعه کوچک محلی ما بیش از پیش به وحدت نیاز داشته و با از حواشی غیر ضرور دوری نماید. انشاءالله این گردهم‌آیی آن‌طوری که مدنطر ستاد مربوطه است برگزار تا اهالی خوب روستاهای اسدلی، امام‌وردی، درتوم، علی‌گل، نیستانه و گریوان در یک محیط دوستانه دورهم جمع شوند. درایت مسولین امر در: 1- در انتخاب روز برگزاری که سومین روز شهادت سالار و سرور شهدای عالم حسین‌بن علی(ع) است؛ 2- مشارکت کلیه روستای منطقه؛ همان‌هائی که ادعا دارند، در اطراف بجنورد به‌عنوان مرکز استان خراسان شمالی، از اراضی و باغات و آب وهوائی برخوردار ند که می‌تواند؛ برای تامین نیازها و تفریحات مردم بجنورد و مسافرین این خطه افتخار‌آفر ین باشد. برگزای منظم و آبرومند این نشست می‌تواند استعداد و توان‌مندی‌های منطقه را بیش از پیش نمایان کرده و زمینه را برای ترقی‌های شایسته‌ی خود هموار نماید. افتخار این‌را دارم که به دعوت ستاد یادواره؛ حضور عاشورای حسینی گریوان را به روز برگزاری یادواره پیوند داده و از این مراسم گزارشی را در این‌جا منعکس نمایم. به زعم بنده شهدا از عوامل مهم اتحاد جامعه بوده و در شرایطی که گریوان برای گام‌های بلند در آینده به وحدت نیاز دارد؛ شهدای گریوان چراغ راه شده و راهنمای نسل‌های بعدی گردند. چه خوب خواهد بود که مسولین یادواره از افراد مختلف روستا برای ایراد سخن و نظر کمک گرفته و یادی هم از افراد مختلفی که؛ چه قبل و بعد انقلاب( کدخداها، بزرگان، شوراها و ...) به روستا خدمت کرده و مردم را در دشواری‌ها یاری داده‌اند؛ یادی نمایند.

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 1:4 روز دوشنبه ۷ دي ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

تلاش شیاطین و غفلت انسان

     آن‌چه نزدیکان و همراهان امام در خصوص ایشان می‌گویند، یک بحث است و آن‌چه در سیره‌‌‌ی ده‌ساله‌ی امام دیده شده و یا در صحیفه نگاشته شده یک بحث دیگری است. گفته‌های ارادتمندان ایشان به سبب زاویه دید هر یک، متفاوت می نماید از دیگری و شاید مستند برای همه‌ی امور نه‌گردد. ولی آن‌چیزی که در بیان و نوشتار حضرت‌ش آمده به جهت اطلاع وپیش‌بینی او بعد خودش، فقط دست‌خط و گفتارش را ملاک استناد و عمل قرار داده است. متاسفانه اختلاف و برداشت‌های چندگانه نه در فرهنگ که در دین و مذهب ما هم سابقه‌ای طولانی دارد. توجه امروزی به عکس امام، واقعا عکس کردن امام است. طبق قانون فردی که جرمی را مرتکب شده باید خودش پاسخ‌گو باشد حتی خانواده و اهل منزل او هم نه باید، از خطای او در مشکل و سوال افتند، تا چه رسد به دوستان و هم مسلکان و... چه معنا دارد که امامی که حاضر نه‌بود لحظه و روزی کشور برای موضوع خاصی با مشکل مواجه و یا تعطیل شود، چند روز و چند ماه با بحران مواجه گردد. حال اگر کسی در این رابطه و یا هر ارتباطی خلافی مرتکب شده خصوصا که از او عکس( خودش) و فیلم هم دارند، و یا کسی که اعتراف می‌کند خطائی را مرتکب شده برخورد نمایند. نه‌کند این موضوع مستمسکی برای ماه محرم شده و عزای مردم را به عزایی دیگر تبدیل نمایند. این مسائل سابقه دار شده ، موضوعاتی در کشور اتفاق می‌افتد، که فرصت‌هائی مثل ماه مبارک و محرم‌الحرام با حاشیه‌های فراوان به حاشیه رانده شده و اصل موضوع از دست‌رس دور می ماند. البته شیطان بی‌کار نیست. هر کسی را به نوعی مشغول می دارد، تا از یاد معبود غافل شود. زیاد دیده شده که در عزای عزیزی بی‌جهت می‌خندیم و یا عروسی را به دعوا و نزاع آلوده می‌کنیم.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 14:1 روز چهارشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

به سپیدی برف
    شاید تغییر هوا و روی سپید شهر عاملی بوده تا دمای ثابت وبی‌روح انگشتانم به جنبش آمده و در وادی چه‌کنم، چه‌کار کنم، وا÷سین روزهای سرد پائیزی، مطلبی نه در خور حال‌روزم که باشد از برای به روز کردن این مجاز مکان استیجاری رسته از بداخلاقی‌های موجری که به هر بهانه‌ای، قرارداد اجاره را یک‌طرفه و بی‌هیچ اخطاری، هم‌چون رحمت شمسی خانوم، ملغی کرده، اسباب واثاثیه‌ی مستاجران بی‌جا و مکان را در هوای سرد زمستان اخوانی، به کوچه‌های دل‌تنگی روزگار غریب می‌ریزند تا مایه‌ی عبرت خاص و عام گردند. من از هوای سرد وحشت نه دارم، سال‌های سال است که آن برف‌های کوچه بست را نه‌دیده‌ام. یادش به خیر برف که می‌امد چله‌مست می شدم.  با پشت لب‌های تازه سبز شده و قندیل بسته به سوی کسب آن‌چه که آن روز شاد و امیدوار به دنبالش بودیم، دو شیفت طی طریق می کردم. شاد و امیدواری را از آن روی به خاطر دارم که آن یار دبستانی‌ام در یکی از آن طی طریق‌های شتابان، صدایم کرد: آی خره دنبال این کارا نه‌دو آخر وعاقبت نه‌داره، برو درس به‌خوان. و او بعدها پزشک شد و من با عشق آبادی و سر سبزی، کارمند. می‌گفتم که ما همه‌ی ایران را هم‌چون شمال سبز می‌خواهیم. به همین امید خیلی کارای خوب وبد کردم. تراکتورها و مخربین مراتع را که شبانه و در خفا بوته‌های مرتعی و جنگلی  را کنده و زراعت کشت می‌کردند، از مراتع می‌راندم  ...
 هنوزم با این‌که از سرما می‌لرزم، اما مست وشادم. برف را صدا می‌زنم ولی از روح زمستانی می ترسم. چه آن‌وقت که مستاجربودم از ترس اسباب‌کشی زمستان با موجران سر سازش داشتم وچه آن‌گاه که مستاجر گرفتم، مدارا کردم که او یک دست در جیب ودست دیگر برجهاز از این در به آن در نه‌شود. و حال نگران زمستان‌های فرزندان خود و بچه‌های ناشاد ترسان از زمستان، هاج و واج میانه‌ی راه، چشم دوخته به بهار خرم و شادی‌ها...



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 11:27 روز چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

سلامت محیط زیست در همه حال
   در هر بحثی دغدغه‌های زیست محیطی را غافل نه‌بوده‌ام. در موضوع پست قبلی هم، حتی درخواست شهر شدن را به رشد امکانات برای استفاده از طبیعت زیبای گریوان، پیوند داده‌‌ام. با این حال کامنت ویادداشت یکی از مراجعین محترم - وآشنائی که آدرس برای پاسخ و عرض ارادت نه‌گذاشته‌اند- حائز اهمیت است:
" با سلام . ترا بخدا در شهر شدن گریوان اصرار نکنید. با شهر شدن تمام زیبائیها وصداقتها وهمبستگیها همدلیها حتی طبیعت را از دست خواهید داد.دنیا از شهر و شهر نشینی خسته و به روستا ها رو اوردن حالا راه امتحان داده انها را میخواهید طی کنید. زمانیکه ماشین نداشتیم در مسیر دیدن یک فامیل 50 نفر را حضوری میدیدم و روبوسی میکردیم .خوشحال میشدیم .حالا با ماشین مستقیم جلو خونه فامیل پیاده وبه دردلها وناراحتیهاش گوش میدهیم. شاید باورتون نشه دهکده های ساحلی قشنگی در استرالیا وجود دارد که به شکلی حتی پذیرای توریستها نیستند .چون معتقدند اسایش وزیبائی انها را میگیرند. اقتصاد بهتر که تضمین کنند اسایش نیست لذا ترجیح میدهند ان بخش از اقتصاد را نداشته باشند ولی در ارامش وصداقت وصمیمیت زندگی کنند .از توریستها در محلهای توریستی عین رستوران پذیرائی میکنند که مخل اسایش سایرین نباشند و تامین کننده بخش اقتصادی جامعه نیز باشند."
  ایشان به خوبی به استفاده از طبیعت ضمن تامین بخش اقتصادی جامعه دارند. وقعیت این‌است که گریوان با وجود استعدادهای بالقوه برای توسعه‌ی فعالیت‌های تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی و خدمات، به لحاظ خیلی از امکانات اولیه‌ی وزیر ساخت های ناقص از جایگاه واقعی خود دور مانده است. در تمام توصیه‌ها موضوع حفظ طبیعت و فرهنگ بومی منطقه تاکید شده ولی با روش‌های جاری اداره کشور، هر روستائی خواهان شهر شدن، هر شهری خواستار شهرستان و شهرستان‌ها به دنبال استان شدن هستند. و اهالی گریوان از این قاعده مستثناء نه‌بوده وبرای جبران کم‌بودهای خود نزدیک‌ترین راه مرسوم را دنبال است. امید آن‌که این نوشته در راستای تقاضا و توجیه خواسته‌هایمان هم‌‌راه با پاسخ پیام پیش‌گفته باشد.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 14:25 روز شنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

تعاریفی از شهر و روستا
    مدتی است که مردم گریوان، خصوصا شورای اسلامی روستا، به دنبال توجیه مسولان شهر و استان است تا ثابت نماید که گریوان قابلیت تبدیل به شهر و سپس مرکز بخش را دارد. از آنجائی که مسولین برای هر اقدامی مستمسک قانونی نیاز دارند- که صد البته به این قوانین اشراف کامل دارند -  ولی برای اجرای آن اعداد وارقام مستندرا می‌خواهند. این مهم بر عهده‌ی مردم و شوراست که مدارک مثبته را ارائه نماید. ولی ضمن وقوف به اینکه که واقعا گریوان با ملاک‌هائی که در ادامه این یادداشت آمده شرایط لازم را دارد، ولی با یک بیان توصیفی و خارج از زبان آمار و ارقام هم ضرورت تبدیل گریوان به "شهر گریوان" را اجتناب ناپذیر می‌کند. بجنورد به عنوان مرکز استان خراسان شمالی، دروازه عبور جهان‌گردان وایران‌گردانی است که به بنا به دلایل زیادی، توقف یک یا چند روزه‌ای را در بجنورد دارند. به جرات می‌توان گفت در نزدیکی و اطراف بجنورد بعد از باباامان وبش‌قارداش، جائی به خوبی گریوان وچشمه‌سارها و کوه‌های آن برای تفریح و گردش در طبیعت نیست. اگر هم‌چون گذشته‌های نه چندان دور  راه عبور را به مسیر فیروزه باز گردانند، تفرح‌گاه گریوان  و اطراف آن را متصل به بجنورد فرض باید کرد و نه مسافت حدود سی کیلومتری فعلی. هرپروژه گردش‌گری، اعم از: توریسم، اکوتوریسم، توریسم کشاورزی وباغی، صنایع دستی وفرش، آب‌های معدنی، کوه‌نوردی،.... در این منطقه قابل اجرا بوده و جاذبه سرمایه‌گذاری دارد. ...
  و برای اطلاع مردم و مسولین گریوان، برخی تعاریف متداول در ادامه درج می گردد:


ادامه مطلب

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 12:26 روز چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

ما را چون علی باید

  ازعلی گفته‌‌ها آمده وخواهد آمد. هر نسل وعصری از علی گفته و او را خواسته. بعض خواستن‌ها فروکاستن بوده و  وصف‌ها برداشت‌ها نسلی وفصلی انسان‌ها. وچاره‌ای هم نیست. اگر علی را بشر توان گفت، (که باید هم گفت چون اگر غیر این باشد، بر انسانها حرچی نیست چون فوق بشری را بابشر نتوان مقایسه کرد) از بحث‌های بشری هم اجتناب نه‌توان کرد. ما بشریم وبه وسع خود و با تاثیر و تاثر از محیط پیرامون، اظهار نظر کرده و ابراز احساسات نسبت به علی می‌کنیم. علی را به حق جمع اضداد گفته اند. حال اینکه جمع ضدها ممکن است یا نه؟ پاسخی است که به واسطه‌ی رفتارهای ایشان که گویی در همه‌ی اعصار بوده وکلامش آئینه‌ی تمام نمای نسل‌های گذشته وامروز و بعدها است. عدالت، اخلاق، جنگ، صلح، دعا، حکومت، خانه نشینی ، صبر،...و شهادت او آرزویی است که همه نسل‌ها در پی اش بوده و سر وجان‌ها برایش نثار وایثار کرده‌اند و قطعا خواهند کرد. تمسک یک گروه و دسته و حکومت و.... به علی وعدالت واخلاق  او مانع آن نه‌بوده که  مخالفین ایشان(متمسکین راست و دروغ) به واسطه‌ی مصادره‌ی  وی ، روی از علی برگردنند. طرفداران و یاران ومعتقدین  به علی را بازه‌ای یزرگ است که زاویه ی  بازی نسبت به هم وگاها خلاف جهت هم‌دیگر دارند. شدت خلاف جهت به حدی است که طرف‌دارو دوستادار وعاشق و مریدایشان آن  دیگردل باخته و شیدا  را تکفیر کرده ومشرکش می خواند. واین‌همه مانعی برای طی طریق دیگری نشده و نه‌خواهد شد. به هر روی ما هم با قلیل بضاعت خویش در شب شهادتش از او می خواهیم که را نشان مان دهد و÷ایدارمان به دارد و سر وسامانمان دهد دراین وادی بی سامانی . وسبزمان به دارد همیشه واندیشه های سبز او را پاس به داریم.

 

علی هم می توانست اما...

خلیفه نیستی

سلطان هم

فقط امام اول مظلومانی

و جای پنج سال

می‌شد که پنجاه سال حاکم باشی

می‌شد که شامات را

چون دندانی کند و پراکند

که سهم بچه‌های ابوسفیان باشد

و در امارت کوفه

کاری هم به «ابن‌ملجم» و «قطام» داد.

می‌شد هر سال

به هند و پارس

به چین و ماچین دعوت شد

سلطان روم
....بقیه در ادامه


ادامه مطلب

ادامه مطلب

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 17:32 روز پنج شنبه ۱۹ شهريور ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

ضیافت‌الله

   هر عضوی اگر وظایف خود را برای مدت زیادی تعطیل کند، اختیار آن عمل یا وظیفه از او سلب می‌شود. ظاهرا این قاعده در همه‌ی سیستم‌های زنده جاری وساری است. سیستمی مثل بدن انسان، سیستم‌های اداری، اجتماع و... برای امتحان مدتی یکی از چشم‌ها را ببندیدو یا یکی از دست‌ها بر گردن آویزید، بعد مدتی خواهید دید که این اعضاء از انجام وظیفه‌ی خود، حداقل برای مدتی عاجز هستند.
  راستش این مقدمه‌ی کوتاه در اولین فرصت به‌دست آمده برای نوشتن ویا بهانه‌ای برای آپ‌، در ذهنم خطور کرد و دلیلی است بر همه‌ی کم‌‌‌‌‌کاری و خودسانسوری‌های اخیر. مدتی است نمی‌دوم، پاهایم، تحرک گذشته را نه‌دارند، زمانی است که نمی‌نویسم، ذهنم فلج شده و انگشتانم مسیر عبور روی کیبورد را از یادبرده‌اند، دیر وقتی است برای توجیه اوضاع سیاسی برای فرزندانم حرف قابل دفاعی نه‌دارم و....
   اما تادلتان بخواهد، شنیده ودیده‌ام. در مورد این آخری زیاد دیدن(صفحه‌ی مانیتور و تلویزیون) نه‌تنها اثر مقدمه‌ی گفته شده را نه‌دارد، بلکه ضعف ونابینائی راهم حادث می‌شود. شنیده‌ها ودیده‌ها راهم که همه دیده‌اند، این‌که من باز به‌گویم هر آن‌چه حتی یک‌روز از این شصت روز را چه گذشت و چه فکر می‌کردیم چه شد، برای خود یادآورتلخ‌گامی‌ها باشم  وبرای بقیه ملال اندر ملال. ولی آن‌چه دراین روز وشب‌های عزیز می‌توان گفت آن‌که: عزیزان عزیزتر می‌شوند هرچند که بدخواهان وکینه‌توزان، قصد خوار کردنشان داشته باشند، وخائنان هرچه کنند، با آب کوثر هم، نه‌توانند، پاک کنند آثار خیانت خویش. این ماه خداست و خود اوست پاداش اعمال روزه‌داران.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 11:56 روز شنبه ۷ شهريور ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

سومی‌ها
   هزار جور آکروباسي ذهني و فکري وعاطفي را از سر گذراندم تا بتوانم با قرائتي جديد و به روز، آن اصول اوليه مقدس را رنگ و بوي زندگي و روزمره بدهم تا به تاريخ سپرده نشود......
  با خودم گفتم در هر دو صورت من همان کار هميشگي يک شهروند منتقد را خواهم کرد: فضولي، نقد، پرسش و...ديگر هيچ کس به من نخواهد گفت: به تو چه؟ يا تقصير همين شماها بود. من بازيچه شدم، بازيچه يک اميد و حالا همين نسلي که سومش مي‌خوانند گريبان مرا گرفته است که چرا به بازي ادامه نمي‌دهي. اگر راي نمي‌دادم امروز کسي گريبان مرا نمي‌گرفت که چرا پيگيري نمي‌کني. من همه جور پيگيري را مي‌شناختم به جز پيگيري راي. راي دادن مرا ملتزم مي‌ساخت و همين التزام مرا مکلف مي‌کرد و همين تکليف مرا محتاط مي‌کرد. با اين وجود همه را پذيرفتم. با خودم گفتم اشکالي ندارد تازه شده‌اي رئاليست، خداحافظ اتوپيا. تازه شده‌اي رفرميست، خداحافظ راديکاليسم. تازه شده‌اي قانونگرا خداحافظ... اصلا در مخيله سياسي- عقيدتي‌ام حتي براي يک لحظه نمي‌گنجيد که راي دادن بشود اقدامي پر مخاطره و يا حداکثري. ...

تاريخي كه سياستمدار براي مردن وارد سياست مي‌شود وبرای قهرمان شدن می میرد ، آدمها مثل برگ خزان کشته میشوند ولي نامشان باقي مي‌ماند.....
  اما امروز الگوي ما فرق كرده است. افرادي كه مخاطب اين اعترافات هستند درس خوانده‌اند، دانشگاه رفته‌اند، استدلال مي‌كنند براي آنها مردن زير شكنجه ارزش نيست. آنها براي دفاع از «زنده بودن» و به رسميت شناخت زيستشان در اين مملكت است كه اعتراض مي‌كنند. گذشت آن زماني كه « در رد تئوري بقا» رساله مي‌نوشتند الان همه حرف از " اثبات تئوري بقا" است جنبش فعلی جنبش چريكي نيست كه "قهرمان" بخواهد....



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 11:35 روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   






خانه
آرشیو وبلاگ
ایمیل مدیر وبلاگ


آرشیو مطالب

فروردین1388-5 پست
اردیبهشت1388-2 پست
خرداد1388-3 پست
تیر1388-2 پست
مرداد1388-2 پست
شهریور1388-2 پست
مهر1388-2 پست
آذر1388-2 پست
دی1388-2 پست
بهمن1388-1 پست


موضوعات

زیست‌محیطی
اجتماعی
اقتصادی
سیاسی
محلی
گریوان و گریوانی‌ها
علمی
کشاورزی
فرهنگی
ادبی
تاریخی
آموزشی
بجنورد
مذهبی
تصویری


مطالب اخیر

یادی از بهمن 57
یاد یادواره شهدای منطقه گریوان
یادواره شهدای منطقه گریوان
عکس امام
آرزوها
توسعه با محیط زیست
گریوان شهر یا روستا
شهادت مولایمان علی(ع) تسلیت
نگرش سیستمی
برای فرصت‌های از دست رفته
برای ارس‌های سرچشمه
نسل جدید طلاب
حلول ماه رجب مبارک باد
کلوخ انداز را پاداش سنگ است
مناظره کاندیداها


پیوندها

گریوان
گریوان
بلاگدون
بلاگ‌فا
گریوان‌نیوز


نویسندگان وبلاگ

الیاس پهلوان


پیوندهای دیگر

پاراگلایدر و هواپیمای مدل بجنورد


آمار وبلاگ

بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 22
بازدید ماه جاری: 102
بازدید کل: 2079