گریوان gerivan

سومی‌ها
   هزار جور آکروباسي ذهني و فکري وعاطفي را از سر گذراندم تا بتوانم با قرائتي جديد و به روز، آن اصول اوليه مقدس را رنگ و بوي زندگي و روزمره بدهم تا به تاريخ سپرده نشود......
  با خودم گفتم در هر دو صورت من همان کار هميشگي يک شهروند منتقد را خواهم کرد: فضولي، نقد، پرسش و...ديگر هيچ کس به من نخواهد گفت: به تو چه؟ يا تقصير همين شماها بود. من بازيچه شدم، بازيچه يک اميد و حالا همين نسلي که سومش مي‌خوانند گريبان مرا گرفته است که چرا به بازي ادامه نمي‌دهي. اگر راي نمي‌دادم امروز کسي گريبان مرا نمي‌گرفت که چرا پيگيري نمي‌کني. من همه جور پيگيري را مي‌شناختم به جز پيگيري راي. راي دادن مرا ملتزم مي‌ساخت و همين التزام مرا مکلف مي‌کرد و همين تکليف مرا محتاط مي‌کرد. با اين وجود همه را پذيرفتم. با خودم گفتم اشکالي ندارد تازه شده‌اي رئاليست، خداحافظ اتوپيا. تازه شده‌اي رفرميست، خداحافظ راديکاليسم. تازه شده‌اي قانونگرا خداحافظ... اصلا در مخيله سياسي- عقيدتي‌ام حتي براي يک لحظه نمي‌گنجيد که راي دادن بشود اقدامي پر مخاطره و يا حداکثري. ...

تاريخي كه سياستمدار براي مردن وارد سياست مي‌شود وبرای قهرمان شدن می میرد ، آدمها مثل برگ خزان کشته میشوند ولي نامشان باقي مي‌ماند.....
  اما امروز الگوي ما فرق كرده است. افرادي كه مخاطب اين اعترافات هستند درس خوانده‌اند، دانشگاه رفته‌اند، استدلال مي‌كنند براي آنها مردن زير شكنجه ارزش نيست. آنها براي دفاع از «زنده بودن» و به رسميت شناخت زيستشان در اين مملكت است كه اعتراض مي‌كنند. گذشت آن زماني كه « در رد تئوري بقا» رساله مي‌نوشتند الان همه حرف از " اثبات تئوري بقا" است جنبش فعلی جنبش چريكي نيست كه "قهرمان" بخواهد....



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 11:35 روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

طبیعت سرچشمه را حفظ کنیم
 توسعه، رشد،  عمران و آبادانی، زیباسازی و... عناوین خوبی هستند که برتارک خیلی از پروژه‌های عمرانی می‌درخشند. ولی ولی واقعیت این‌است که هنوز بشر نه‌توانسته چیزی به زیبائی‌های طبیعت بافزاید.
  سرچشمه‌ی گریوان مکانی پرنعمتی است که هر مشتاق طبیعت را به‌خود جذب می‌نماید. زمین و فضائی زیادی برای مردم نه‌دارد ولی ارس‌های آن دل دریائی دارند که سال‌های سال خوشی‌های مردم در روزهای سیزده‌به‌در، جشن‌های بهاری وقربانی‌های خیرین برای جاری شدن "نرو" و افزایش آب سرچشمه را شاهد بوده‌اند. شیب زیاد اندک اراضی زیرپای ارس‌ها قدرت مانور برای تغییرات زیاد را اجازه نمی‌دهد. اگر شورای محترم روستا آن‌طوری که گـــــــریـــــوان نــیـــوز  گزارش کرده، قصد اجرای پروژه‌ای در این محدوده‌ی کم دارد، باید در مرحله اول به حفظ طبیعت بکر وزیبای سرچشمه و ارس‌های تاریخی و کهنسال آن‌ها توجه ودر مراحل بعدی برای آسایش مردم و طرف‌داران اکوتوریسم، امکاناتی را فراهم آورد.

14a75202586795 - عکس
  بامشخص شدن جزئیات طرح شورا، از نظرات و پیشنهادات مردمی می‌توان، روش‌های خوبی را برای اجرا استخراج نمود.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 12:45 روز يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

تورجـــــــان
 نیمه‌ی اول سال گذشته وقتی کسی با لحنی ناراحت قصد داشت اغلب طبله‌ها و نوع آموزش‌هایشان را نکوهش کرده و به دور از نسل امروز، آکثریت آنان را یکی دانسته و به قول معرف همه را با چوب به‌راند، تعدادی از طلبه‌ها و روحانیان  با گرایش‌های متفاوت سیاسی ولی منصف و مردمی از جمله وبلاگ طلبه‌هائی مثل فرزند شهید فتحی را مثال آوردم. با توضیحات بیشتر، گوئی آرام گرفته وقانع شد که نه‌باید  مسائل جامعه خصوصا سیاسی را، فقط سیاه وسفید دید، بلکه طیف‌های زیادی از رنگ‌ها مختلف از دامنه‌ی سفید تا سیاه قابل مشاهده است.  هیچ‌کدام از این طیف‌ها قابل انکار نه‌بوده و  نمی توان نادیده انگاشت.
  نویسنده‌‌‌‌‌‌‌ی تورجان از زاویه‌ی دید خود مسائل جامعه خصوصا حوزه و طلاب را بررسی می‌کند که برای خیلی از ما که به امور حوزه و روحانیت آشنا نیستیم، جالب و خواندنی است. عنوان زاویه‌ی دید خودشان را از این باب آوردم که در تحلیل‌های  ایشان جناح و افراد خاصی مد نظر برای انتقاد نیست.  وی حتی سخنان مرجعی مثل آیت‌الله صانعی را هم نقد کرده و بر بعضی نظرات‌شان خرده گرفته اند. او نقد به تعبیر خودشان بی‌رحمانه‌ی نوشتار ویا گفتار افراد وشخصیت‌ها را با کلماتی بهداشتی عنوان می‌کنند که امکان سوء استفاده از آن‌ها مسدود می‌شود. در توضیح بی‌رحمانه‌ی نقد آورده که رمز ماندگاری کتاب‌های دکتر شریعتی در معرز نقد بودن آن است.(شریعتی چهل سال است که بی رحمانه نقد می شود )
   اگر بزرگان حوزه حتی به اندازه‌ی ایشان در تحلیل مسائل و مشغله‌های ذهنی جوانان همت می‌گماردند، شکاف نسل‌ها به عمق امروز نمایان نمی‌‌‌شد.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 2:28 روز شنبه ۱۳ تير ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

 أين الرجبيّون؟

 

ماه رجب ماه با برکتی است. این ماه را مناسبت های مهمی است.

اول رجب: سالروز ولادت پيشواى پنجم, حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام
دوم رجب: امام على بن محمد الهادى عليهما السلام, دهمين امام و پيشواى شيعيان
دهم رجب : امام نهم, حضرت محمد بن على الجواد عليهماالسلام
(13 رجب) روز ولادت اميرالمومنين عليه السلام
25 رجب : شهادت هفتمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت حضرت امام موسى كاظم ـ عليه السلام 
۲۷ رجب : يكى از بزرگ ترين اعياد اسلامى است. روزى است كه رسول خدا به پيامبرى مبعوث شد

حلول ماه رجب‌المرجب  و تولد امام باقرالعلوم را به علم دوستان و ومسلمانان پیروش تبریک وتهنیت عرض می‌نمائیم.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 1:50 روز چهارشنبه ۳ تير ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

نامه‌ی آقای رفسنجانی به مقام معظم رهبری بسم‌الله الرحمن الرحيم مقام معظم رهبري آيت‌الله خامنه‌اي زيده عزّه متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدي‌نژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمه‌چيني‌هاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهك‌‌هاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراكني‌هاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانه‌هاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجه‌ها مي‌باشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي مي‌داند. ده‌ها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازي‌ها و خلافگويي‌هايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامي‌مان را نشانه گرفته بود. زير سوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيم‌القدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدت‌هاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نمي‌شد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيس‌جمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليت‌هاي ممتازي به عهده داشته‌ايد. نقطه قابل توجه دراين تهمت‌ها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جناب‌عالي كه هادي دولت‌ها بوده‌ايد و با اظهارات صريح، مديريت‌ها را مورد تأييد و تحسين قرارداده‌ايد، نشانه گرفته است. بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جناب‌عالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سم‌پاشي‌ها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقت‌ياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار ‌كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنه‌گران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند. البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بني‌صدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد. اينجانب براي پرهيز از آلوده‌شدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكس‌العمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم. در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدي‌نژاد گفتم كه در اظهارات او خلاف‌گويي‌‌هاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهام‌هاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانواده‌هايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفته‌اند، نباشد. از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيس‌جمهور و حتي كم‌شدن دارايي‌ها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را مي‌طلبد. مع‌الاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوت‌شان ديدند و بي‌شك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم. معتقدم جناب‌عالي بخوبي مي‌دانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جناب‌عالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بوده‌ايم و هميشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ايم و در دور جديد تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم مي‌د‌ارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار مي‌گيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمت‌ها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌كشي‌هاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت، تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلاف‌گويي‌ها قرار مي‌گيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب مي‌دانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليت‌هاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفته‌ام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌ها و سلامت انتخابات اكتفا كرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شركت در انتخابات ندارم. چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكرده‌اند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوق‌الذكر را از من نشنيده‌اند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهت‌گيري در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آيين‌نامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميم‌خودشان و همكارانشان در صحنه‌اند و عمل مي‌كنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بي‌حرمتي غيرقابل توجيه است. بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد. ولي اين نظر را رسانه‌‌اي نكرده‌ام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كرده‌اند كه هدف بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد. با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم. اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديده‌هاي زشت و گناه‌آلودي مثل تهمت‌ها، دروغ‌ها و خلاف‌گويي‌هاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّف‌هاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاق‌شكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه مي‌توانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟ رهبري معظم انقلاب؛ اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيت‌الله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما مانده‌ايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد. لذا در فرصت باقي‌مانده ضروري به نظر مي‌رسد خواسته حق حضرت‌عالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه مي‌تواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتش‌افروخته بريزند. سرچشمه شايد گرفتن به بيل چوپر شد نشايد گرفتن به پيل دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان اكبر هاشمي رفسنجاني



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 11:56 روز چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

الگوهای کپی شده باهمه تصنعی بودن مناظره آقایان کروبی ورضائی، از بعضی صحبت‌های دو طرف می‌توان به برنامه واهداف‌شان پی‌‌‌‌‌برد. سوال‌های کلیشه‌ای و پاسخ‌های مشابه مانع از آن نه‌بود که به‌توان تحلیل کرد که هردو نامزد با تیم‌های اقتصادی خویش نسخه‌هائی را برای ثروت خدادادی این مرز و بوم دارند. دراین مناظره 90 دقیقه‌ای و در راه‌ حل‌های ارائه شده برای اقتصاد ایران، مسئله‌ای به‌نام تولید ثروت با استفاده از دانش بشری که موجب جهش دنیای پیش‌رفته شده، مغفول بود. یک موضوع برگشت به عقب در طرح هر دو کاندیدا دیده می‌شود. دادن پول نفت به مردم با روش‌های خود ساخته‌ی آقایان بیش‌تر بوی گدائی رای می‌دهد تا یک برنامه‌ی هدف‌مند اقتصادی با افق روشن. دادن پول نفت، هم‌چون دیگر نظریات امام خمینی - مثل اظهارات ایشان در مورد امکان رئیس جمهور شدن خانم‌ها-از اول انقلاب اسلامی ابتر و بی‌پاسخ مانده است. موضوع دادن پول نفت به مردم و مجانی بودن بهای برق و غیره بیانی است که هنوز هم برخی افراد اظهار داشته وآن را منتسب به امام می‌دانند. بعضی کشورهای نفت‌خیز عربی سال‌هاست که طرحی مشابه طرح آقایان کروبی و رضائی را عملی کرده و به حساب افراد جامعه‌ی خود پول نفت می‌ریزند وبه‌نام آنان سرمایه‌گذاری می‌کنند. آیا ما که مدعی حکومتی مترقی و دارای قانون اساسی بدیع بوده‌ایم بعد سی‌‌سال دنباله‌رو الگوهای اعراب حاشیه‌ی خلیج فارس شده‌ایم؟

نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 2:3 روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸   |    یک نظر   |    لینک ثابت   |   

 لعنت حق بر توهین کنندگان

 نقل است وقتی بعد فوت امام اشعار ایشان منتشر شد، برخی افراد جناح راست که از قضا مخالفتی هم با عرفان وتصوف داشته‌اند، گفته بودند: " انشاءالله دروغ است، این اشعار از امام خمینی نیست"

از روزی که موضوع فیلم جوک گوئی آقای خاتمی و توهین به ترک‌ها را شنیده‌ام(چون دیدن چنین چیزائی برایم مقدور نیست) بارها باخود گفته‌ام انشاءالله دروغ است. وحتما این یک توطئه وکارناولی است برای عصر انتخابات.چون:

"توهین به هر قومی محکوم است خصوصا از ناحیه سیاستمداران وعلی‌الخصوص از سوی افرادی با وجه‌ی اخلاقی نه‌تنها پسنده نیست بلکه گناهی نابخشودنی است."

     از یک باورم نمی‌شود واز طرف ناراحتم که اگر این درست باشد که برسر آن‌همه اخلاقیات آقایان خواهد آمد واز طرف دیگر چقدر در سرنوشت انتخابات تاثیر گذار خواهدبود؟ وباز امیدوارم درست نه‌باشد وگرنه بعد انتخابات وبعد اینکه رایم را نثار وایثار کردم ، خدمت آقای خاتمی خواهم رسید.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 2:21 روز سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

احسان شریعتی در بجنورد 

 

    هفته قبل وقتی گزارش حضور احسان شریعتی پسر معلم شهید دکتر علی شریعتی در بجنورد  و صحبت‌های ایشان خواندم، متوجه نکاتی شدم که حاکی از پختگی واطلاع وی از اوضاع ایران داشت. در دهه شصت وقتی تب گفتگو ومباحثات بالا بود احسان هم جوگیر شده و حرفهائی می‌زد که گروه‌‌‌‌ و دسته‌های سیاسی آن روز به واسته‌ی نفوذ کلام دکتر از بحث‌ها و نظرات او برداشت‌ها و بعضا سوء استفاده‌هائی می کردند. کس وکسانی به ایشان یادآوری کرده بودند که بهتر است شما بروید دنبال درس خواندن وفعلا وارد این مباحثات نشوید. احسان به این توصیه و یا خود خواسته سال‌هاست که مطالعه کرده و مدارج عالی دانشگاهی را طی کرده است.انصافا مطالب ایشان در میان جمعی از دوست‌داران دکتر شریعتی در بجنورد نشان از عمق یافته‌هایش بوده وبه‌حق شایستگی فرزند آن پدر و آن شمع روشن انقلاب را دارد.نکات قابل تاملی در بیانات ایشان است که شاید در نگاه بدوی روشن‌فکرانه باشد، ولی به درد مسائل اجتماعی وسیاسی روز هم می‌خورد.  درود خدا بر شریعتی و دوستان راستینش باد.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 1:37 روز دوشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    نظر دهید   |    لینک ثابت   |   

اما این‌کجا و آن‌کجا
پرده‌اول
   صبح‌‌الطلوع وقتی نفس‌نفس زنان به منزل برمی‌گشتم، این‌بار آن جوان نمکی را دست به افسار ایستاده در کنار الاغ نحیف دیدم. کمی دورتر در هوای گرگ و میش منتظر همکاری که  یافته‌هایش از محوطه‌ی مجتمع مسکونی را به ارابه‌ی کج‌ و معوج پشت درازگوش منتقل می کرد. به سحرخیزی و تلاش‌شان آفرین گفتم. قطعا آنان ساکن این منطقه نیستند و از راه دوری، به این‌جا آمده‌اند. خیلی زودتر از من بیدار شده وبیشتر از آنچه من دویده‌ام، دویده‌اند. یحتمل این کار هر روز ایشان است و من نه اگر هم به‌خواهم ...  آنان تمام روز می‌دوند تا شکم و شکم‌ها سیر کنند و من این اندک می‌دوم تا از تمام روز خورده‌هایم به‌رهم برای خوردن. او می‌دود و من  می‌دوم. اما این کجا و آن کجا.

ما هستیم
پرده دوم
  این پرده کمی تا قسمتی بی‌ربط پرده‌ی اولی است. آن جوان را دست به افسار نگه داشته توجهی به دیوار پشت سر ایشان داشته باشیم. روی آن نوشته شده " ما هستیم" این جمله را را در خیلی جاها دیده بودم ولی هیچ‌موقع به اندازه‌ی امروز و روز مرور عکس‌های گرفته شده در نیمه‌ی اسفند گذشته توجهم را جلب نه‌کرده بود. مست مقهور عظمت قلعه‌ی دوره‌ی صفوی در بیرجند، عکس‌هائی گرفته بودم که آن روز جز دیوار بلند و کاه‌گلی به چیزی حتی به آدم‌های اطراف، در آن غروب زیبا هم توجهی نه‌کرده بودم. با نگاه امروز غیر ازقلعه باشکوه، پیر زن نشسته بر روی سکوی وسط قلعه و جمله‌ی نا مانوس " ماهستیم" نیز نمایان است. می‌توان حدس زد که پیرزن ناتوان از عبور ار راه‌روهایتنگ و پله‌ها باریک،از صعود به قلعه باز مانده است. اما این جمله به چه معناست، هنوز برایم نامفهوم است. با توجه به تکثیر آن در سطح وسیع و احتمالا در همه‌ی شهرها شاید از جنس آن جمله‌ی ما می‌توانیم، ویا از نوع خواسته‌‌‌‌‌‌‌ی همان‌هائی باشد که غم نان ندارند. می‌گویند هستند ولی نیستند. مثل دویدن من ودویدن آن جوان نمکی.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 10:3 روز چهارشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۸۸   |    یک نظر   |    لینک ثابت   |   

شادی وشکر دسته‌جمعی

 

   روزهائی را به یاد می‌آورم  که همه با هم درخواست باران می‌کردیم. این دعا شاید در بعضی نقاط زیاد ملموس نه‌بوده ودرک درستی از این خواسته نداشته باشیم و حکایت آن جمعی باشد که برای دعای باران بیرون آمده‌ایم، اما فقط کسی که به دعایش ایمان دارد، با چتر به میعادگاه آمده است.
    در گذر از مناطقی مانند قاین، بیرجند و زاهدان که شدیدا به نزولات آسمانی وابسته‌اند و آن‌را قدر می‌دانند، کمتر مسجد، نمازخانه و محل تجمعی است که لوح دعای باران در آن نصب نشده باشد. ماه‌های پایانی سال گذشته نزدیک ترین زمان به حافظه‌ی فراموش‌کار آدمیان است که می‌دید مردمی را  که ملتمسانه تقاضای باران می‌کردند ومن هم گفتم که ای خدای ابر و باد بر کویر دل من قطره‌ای فرود آر ، باشد که از خنکای فرشته‌ی قطره‌ها لبی تر کنم.  و این‌گونه بود که از فرط نگرانی قحط سالی و از برای نان خویش، همه و حتی در چند شهرستان ائمه‌ی جمعه وجماعت با مدد دستگاه‌های دیداری و شنیداری، مردم را برای دعای باران فراخوانده ودسته‌جمعی، روی  به سوی خالق آسمان‌ها وزمین کرده، تضرعا خواسته‌ی خویش و دیگر مخلوقات را به نیابت بیان می‌کردند.
  این‌که  این فوران نعمت به واسطه‌ی آن خواستن هاست و یا امر دیگری است، خدا داند وبس. اما چرا حالا که خواسته‌هایمان برآورده شده شکر باران نه‌کنیم؟ قطعا کسان زیادی، خصوصا کشاورزان ودام‌داران این می‌کنند. ولی بهتر بود به رسم دعای باران و نماز باران، نماز شکر باران هم برگزار کنیم. شاید بی‌ربط نه‌باشد که پیشنهاد کنیم،این به خصیصه‌ی فرهنگی ما تبدیل شود، که به مانند عزداری‌های خوب و جمعی‌مان، برنامه‌ای برای شادی گروهی ورسمی داشته باشیم و بعد بارش‌ برف و باران همه باهم  به نماز شکر به‌ایستم وقدر به‌دانیم داشته‌هایمان را.



نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 11:16 روز يکشنبه ۲۳ فروردين ۱۳۸۸   |    2 نظر   |    لینک ثابت   |   






خانه
آرشیو وبلاگ
ایمیل مدیر وبلاگ


آرشیو مطالب

فروردین1388-5 پست
اردیبهشت1388-2 پست
خرداد1388-3 پست
تیر1388-2 پست
مرداد1388-2 پست
شهریور1388-2 پست
مهر1388-2 پست
آذر1388-2 پست
دی1388-2 پست
بهمن1388-1 پست
اسفند1388-1 پست


موضوعات

زیست‌محیطی
اجتماعی
اقتصادی
سیاسی
محلی
گریوان و گریوانی‌ها
علمی
کشاورزی
فرهنگی
ادبی
تاریخی
آموزشی
بجنورد
مذهبی
تصویری


مطالب اخیر

تولد پیامبر
یادی از بهمن 57
یاد یادواره شهدای منطقه گریوان
یادواره شهدای منطقه گریوان
عکس امام
آرزوها
توسعه با محیط زیست
گریوان شهر یا روستا
شهادت مولایمان علی(ع) تسلیت
نگرش سیستمی
برای فرصت‌های از دست رفته
برای ارس‌های سرچشمه
نسل جدید طلاب
حلول ماه رجب مبارک باد
کلوخ انداز را پاداش سنگ است


پیوندها

گریوان
گریوان
بلاگدون
بلاگ‌فا
گریوان‌نیوز


نویسندگان وبلاگ

الیاس پهلوان


پیوندهای دیگر

پاراگلایدر و هواپیمای مدل بجنورد


آمار وبلاگ

بازدید امروز: 10
بازدید دیروز: 10
بازدید ماه جاری: 192
بازدید کل: 2511