تعاریفی از شهر و روستا
مدتی است که مردم گریوان، خصوصا شورای اسلامی روستا، به دنبال توجیه مسولان شهر و استان است تا ثابت نماید که گریوان قابلیت تبدیل به شهر و سپس مرکز بخش را دارد. از آنجائی که مسولین برای هر اقدامی مستمسک قانونی نیاز دارند- که صد البته به این قوانین اشراف کامل دارند - ولی برای اجرای آن اعداد وارقام مستندرا میخواهند. این مهم بر عهدهی مردم و شوراست که مدارک مثبته را ارائه نماید. ولی ضمن وقوف به اینکه که واقعا گریوان با ملاکهائی که در ادامه این یادداشت آمده شرایط لازم را دارد، ولی با یک بیان توصیفی و خارج از زبان آمار و ارقام هم ضرورت تبدیل گریوان به "شهر گریوان" را اجتناب ناپذیر میکند. بجنورد به عنوان مرکز استان خراسان شمالی، دروازه عبور جهانگردان وایرانگردانی است که به بنا به دلایل زیادی، توقف یک یا چند روزهای را در بجنورد دارند. به جرات میتوان گفت در نزدیکی و اطراف بجنورد بعد از باباامان وبشقارداش، جائی به خوبی گریوان وچشمهسارها و کوههای آن برای تفریح و گردش در طبیعت نیست. اگر همچون گذشتههای نه چندان دور راه عبور را به مسیر فیروزه باز گردانند، تفرحگاه گریوان و اطراف آن را متصل به بجنورد فرض باید کرد و نه مسافت حدود سی کیلومتری فعلی. هرپروژه گردشگری، اعم از: توریسم، اکوتوریسم، توریسم کشاورزی وباغی، صنایع دستی وفرش، آبهای معدنی، کوهنوردی،.... در این منطقه قابل اجرا بوده و جاذبه سرمایهگذاری دارد. ...
و برای اطلاع مردم و مسولین گریوان، برخی تعاریف متداول در ادامه درج می گردد:
روستا
انسان پيش از آموختن كشاورزي و كشف فنون و ابزارهاي مختلف, براي تامين نيازهاي زندگي خود به كوچ و چندجانشيني ميپرداخت. انسانها براي تامين غذاي موردنياز خود و يافتن مكاني مناسب براي سكونت, به مكانهاي مناسب داراي منابع طبيعي (مرتع, آب, حيوانات) مهاجرت مينمودند. از زماني كه انسان كشاورزي را آموخت و توانست ابزارهاي مورد نياز زندگي خود را بسازد به يكجانشيني روي آورد و روستاها متولد شدند. روستاها يا دهات, اولين مراكز اجتماعي زندگي نوين انسان محسوب ميشوند.
طبق تحقيقات باستانشناسان, قديميترين دهكدههاي جهان كه تاكنون بوسيله حفاران پيدا شده, در خاورميانه واقع است. دو روستا در ”جارمو“ و ”تپه سربين“ واقع در ايران و عراق امروزي, نشان ميدهد كه يكجانشيني يا تشكيل اجتماعات روستايي, دستكم به 10000 سال پيش بر ميگردد.
با رشد و تكامل مراكز روستايي و ظهور كسب و کارهايي غيرازكشاورزي (تجارت, خدمات, حكومت) شهرها بوجود آمدند. بخاطر تمركز بالاي جمعيت در مناطق شهري توام با رشد پرشتاب صنايع و خدمات, به سرعت شهرها توسعه پيدا كردند در حاليكه روستاها به كندي حركت نمودند.
تعريف ما از روستا ( ده)
قبل از بيان هرگونه مطلبي در رابطه با تعريف ده بايد باين نكته اشاره كنيم كه اصولا دادن يك تعريف جامع و مانع از ده ، كار چندان ساده اي نيست. تعريفي كه بتواند يك روستا را از شهر يا مناطق ديگر مميز و مشخص نمايد.
البته هر تعريف بايد ملاكي براي خويش داشته باشد، بدينجهت به تعداد ملاك و معيارهائي كه وجود دارد، تعريف هم براي ده ميتوان ارائه داد. اشكالي كه در تعريف ده بر اساس ملاكهاي مختلف پيش مي آيد در حقيقت همان مشكل ارائه دادن يك تعريف جامع و مانع ميباشد كه در فوق اشاره نموده ايم.
براي نشان دادن اين اشكالات ( در نظر گرفتن ملاكهاي موجود براي ارائه تعريف ده ) به بيان چند نمونه از اين شاخص ها كه از ديدگاه جامعه شناسان و محققين جامعه شناسي روستائي ابراز شده است، مي پردازيم و تنها به اشكال يك ملاك مي پردازيم و بقيه ملاكها را تعريف اجمالي كرده و ميگذريم.
ملاك يا شاخص قرار دادن تعداد جمعيت براي تعريف ده ( ملاك جمعيتي (
اين ملاك در آمارگيريها و سرشماريهاي مختلف جمعيتي مورد استفاده قرار ميگيرد كه بر اساس آن مناطقي كه کمتر از 5000 نفر جمعيت دارند، " ده " ناميده ميشوند. حال بگذريم از اينكه در بعضي از نقاط عملا نميتوانند ملاك فوق را عموميت دهند. مثلا مناطقي بوده اند كه داراي 5000 نفر جمعيت نبوده اند و شهر محسوب شده اند. ( در سرشماري 1335 چند نقطه از جمله هشترود ؛ چاه بهار ، ميناب و... با وجود اينكه داراي جمعيتي كمتر از 5000 نفر بوده اند شهر ناميده شدند. در سرشماري 1345 هم نقاطي مانند گرمسار ؛ نظنز؛ مريوان؛ نور؛ اورامانات و... شهر محسوب شدند ولي كمتر از 5000 نفر جمعيت داشتند.) اما اگر يك نقطه داراي 5001 نفر جمعيت بوده را بايد شهر و نقطه ديگري كه 4999 نفر جمعيت را داشته ميبايست ده ناميد. آيا عاقلانه ميباشد كه بخاطر يك يا دو نفر اضافه يا كمتر بودن جمعيت براحتي شهري را ده و دهي را شهر كنيم؟!
ملاك نوع معيشت براي تعريف ده
يكي ديگر از ملاكهاي مورد استفاده در تعريف ده ، نوع معيشت، ميباشد. خلاصه اين تعريف ميتواند اين باشد كه : ده مكاني است كه اكثريت مردم آن فقط از طريق كشاورزي امرار معاش ميكنند. در همين رابطه بد نيست قانون اصلاحات ارضي مصوب دي ماه 1340 را در تعريف ده ذكر نمائيم:
" ده عبارت است از يك مركز جمعيت و محل سكونت و كار تعدادي خانوار كه در اراضي آن به عمليات كشاورزي اشتغال داشته و درآمد اكثريت آن از طريق كشاورزي حاصل گردد..."
البته ملاكهاي ديگري هم در تعريف ده از جانب محققين بكار گرفته شده است كه توضيح و تشريح آنرا در اين جا ضروري نميدانيم، ملاكهائي مثل: ملاك جغرافيائي ؛ ملاك تاريخي ؛ ملاك كلي نگريستن به ويژگيهاي مختلف اقتصادي و سياسي و...
تعریف ده از نظر تقسیمات کشوری
ده“ (يا ”قريه“) به معني سرزمين است. از نظر تقسيمات كشوري, ”ده“ (يا ”روستا“ ويا ”آبادي“) در ايران, كوچكترين واحد سكونتي و اجتماعي-سياسي است. كشور به چندين استان (داراي استاندار), هر استان به چند شهرستان (داراي فرماندار), و هر شهرستان به چند بخش (داراي بخشدار), و هر بخش به چند شهر (داراي شهردار) و روستا (داراي كدخدا) تقسيم ميشود. البته به مجموعهاي از چندين ده هم دهستان گفته ميشود كه مسؤول آن دهيار ناميده ميشود.
در مورد روستا و ده تعاریف متعدد و زیادی گفته شده ، ده یا قریه که در کتابهای نشر قدیم به صورت دیر هم دیده میشود، در زبان پهلوی ده (Deh) در پارسی باستان (Dahya) به معنی سرزمین و در اوستا به شکل دفیو (Daxya) آمده است.
تعاریف ده در مطالعات جهانی
براساس مطالعات جهاني, تعريف روستا در كشورهاي مختلف, داراي تفاوتهايي ميباشد. مثلاً در آمريكا بيشتر بر مفهوم ”مناطق روستايي“ تاكيد ميشود كه بيانگر نواحي داراي چگالي جمعيتي كم است در حاليكه در بعضي كشورهاي ديگر همچون ايران نيز روستا بر اساس ميزان جمعيت تعريف ميشود. به عنوان مثال, ملاك جمعيت روستا در فرانسه 2000 نفر, در بلژيك 5000 نفر, در هلند 20000 نفر و در ژاپن 30000 درنظر گرفته شده است
تعاریف ده در ایران :
در ایران ده از قدیمیترین زمان یک واحد اجتماعی و تشکیلاتی و جایی بوده است که در آن گروههایی از مردم روستایی برای همکاری در زمینههای اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی گرد هم تجمع یافتهاند. ده اساس زندگی اجتماعی ایران را تشکیل میدهد و اهمیت آن به اعتبار اینکه یک واحد تشکیلاتی در زندگی روستایی است، در سراسر قرون وسطی و از آن پس تا به امروز برقرار بوده است.
تعریف ده در عرف :
در عرف ده عبارت از محدودهای از فضای جغرافیایی است که واحد اجتماعی کوچکی مرکب از تعدادی خانواده که نسبت به هم دارای نوعی احساس دلبستگی ، عواطف و علائق مشترک هستند، در آن تجمع مییابند و بیشتر فعالیتهایی که برای تامین نیازمندیهای زندگی خود انجام میدهند، از طریق استفاده و بهره گیری از زمین و در درون محیط مسکونیشان صورت میگیرد، این واحد اجتماعی که اکثریت افراد آن به کار کشاورزی اشتغال دارند در عرف محل ده نامیده میشود.
پلاسیدرامبد (Placide Ramboud) :
جامعه شناس فرانسوی میگوید: ده واحد اجتماعی ویژهای است که با یک فضا در ارتباط متقابل است و این فضا به عنوان یک عنصر ضروری در نظام اجتماعی ده نقش دارد و به این ترتیب ده دارای بعد اجتماعی است که میتواند یکی از عوامل اساسی تشکیل دهنده آن به شمار رود. ده محصول کنشهای متقابل گروههای انسانی و فضا است، میان اعضای ده رابطهای محلی وجود دارد که نتیجه کنشهای متقابل تاریخی است و موجب پیدا شدن حافظه جمعی و محلی است و در نتیجه نوعی وجدان یا شعور جمعی به وجود میآورد.
تعریف ده در قانون :
درقانون اصلاحات ارضی در ایران ده چنین تعریف میشده است. ده یا قریه عبارت از یک مرکز جمعیت و محل سکونت و کار تعدادی خانواده که در اراضی آن ده به کار کشاورزی اشتغال دارند و درآمد اکثریت آنان از طریق کشاورزی حاصل میشود.
رامبد میگوید :
روستا برآیندی از عناصر طبیعی و عناصر ساخته شده است که به گونهای زمینه سازگاری فرد را با جامعه فراهم میآورد و موجب جامعه پذیری میشود. در ده بین گروه و فضای جغرافیایی محدود و بسته و ثابت نوعی روابط اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی وجود دارد و این روابط موجب پیدایش وحدت و یکپارچگی گروه میشود و آنرا از گروه دیگر متمایز میسازد. اجتماع ده دارای نیروی معنوی مسلط بر اعضایش میباشد که بر رفتار افراد نظارت عالیه شدید دارد و آنها را به پیروی از هنجارهای اجتماعی وادار میکند و این نیروی معنوی همان سنتهای روستایی و قوانین ثابتی است که بر جامعه ده حاکم است.
تونیس میگوید (Tonnies)
جامعه روستایی به عنوان یک جامعه آرمانی که سرشار از تقدس ، هماهنگی و صلح و صفاست.
روث گلاس مینویسد (Ruth Glass) :
برای ما صفت روستایی دارای مفهوم مطبوع و مطمئنی است. زیبایی ، سادگی ، راحتی ، فراغت ، منظرههای دلگشا ، آزادی ، صلح و صفا و آرامش است.
نویسنده :الیاس پهلوان - ساعت 12:26 روز چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۸
|
نظر دهید
|
لینک ثابت
|