|
هفته وحدت گرامی باد هر چند سطحی و شاید هم برای فرار از آنچه بی حوصلگی و یا ناتوانی در باب تحقیق و تدبر در موضوعات مهمی باشد؛ ولی یک دید مثبت اندیش می گوید؛ قطعا حکمتی است؛ اندر باب اینهمه اختلاف در اندیشه و تاریخ 1400 ساله اسلام. از آنجائی که در مقاطع مختلف، در محتوا و برداشت از متون مقدس اختلاف به حد اعلی رسیده، اختلاف در تاریخ تولد پیامبر مسلمین، آنهم در حد چند روز نباید مناقشهی چندانی تلقی شود. ابتکار جالبی بود طرحریزی هفتهی وحدت در همین یک هفتهی مورد اختلاف و کار خوبی است هفته ی وحدت اگر به ساز وکارهای وحدت پایبند باشیم. یکی از عوامل ایجاد وحدت، قبول همدیگر در عین پذیرش تفاوتهاست. ما می پذیریم که مسلمین جهان بیش از یک میلیارد بوده و قبله و کتابشان یکی است. و آنها قطعا خواهند پذیرفت که ما شیعه ی دوازده امامی بوده و اعتقاد داریم که تولد رئیس مذهب و امام ششم نیز در همین ایام است. پس یک هفته را برای یادآوری و تمرین بقیهی سال با هم شادی میکنیم. به فرمایش قرآن اگر نبود اخلاق نیکو و جهانشمول پیامبر اسلام،فکر و اندیشهی حضرتش اینهمه وسعت نمیگرفت و دوام نمیآورد. به پاس آنهمه ایستادگی و از خودگذشتگی تولد پیامآور صلح و صفا، تولد سرایندهی محبت و دوستی ، پیامبر خاتم حضرت محمد(ص) را گرامی داشته و به عموم مردم تبریک میگوئیم. خاطراتی زمستانی مي خوانند ملاحان سرودي : اگر باران به کوهستان نبارد به روزي دجله گردد خشکسالي سالهای پیش سرودهای انقلابی نمود زیادی در صدا و سیما داشت. شاید دههی آخر صفر از ملاحظاتی باشد که باعث شده، رنگ و بوی انقلاب اسلامی 57 کمتر شده و به پخش بخشهای گزینشی از سخنان امام، اکتفا شود. در هر صورت همین مقدر هم کافی است تا روزهای زمستان 57 برای افرادی که آن روزها را درک کردند تدائی گردد. زمستان آن سال نسبت به سال های پیش از آن برف کمتری میآمد. سابقهی سرمای بجنورد و زمستانهای طولانی گریوان، باعث میشد تا گرمای خورشید 57 به مزاق خوش آمده و مثل دیگر تصورات خویش که شاید پیک احساسات و خوشبینیهای امثال ما بود، توجه فوقالعادهی خدائی را از اعمال خویش داشته باشیم. با همین تصور و اعتماد به نفس زایدالوصف، شعارمان این شده بود که "به کوری چشم شاه زمستانم بهاره" متاسفانه این بهار در زمستان در اکثر سالها تداوم یافته و به حدی رسید که کلوخهای مزارع گریوان هم خیس نمیشود. هفتهی گذشته وقتی برای راهپیمائی به سمت سرچشمه میرفتم، حتی نگران پیمودن راه با کفشهای معمولی روی آسفالت هم نبودم. 90 دقیقه راه و بیراه، در پستی و بلندی، دریغ از تغییری در ظاهر کفشها. حال آن که، دوران کودکی و نوجوانی ما، بدون چکمه، نه در بیابان که داخل گریوان نیز نمیشد، راه رفت. بهمنهای پیشین را سایهوار در ذهن دارم اما، بهمن 57 و بهمن 88 را ثبت شده در تاریخ خویش میبینم که شباهتهای زیادی بههم دارند. صبح الطلوع که جو را متغیر دیدیم، پسرم انتظار تغییر آنچنانی و انقلابی زمستانی را داشت. ولی من، بیهیچ توجه مثل هر روز خودروی ضعیف خویش را به خیابان رانده، بیملاحظهی چندپرک برف با سرعتی همیشگی به سوی مقصد خویش راندم. گوئی تجربهی سالهای زمستانی، امروز برفی را هم نوید تغییری نبوده و آن چه میپنداشت پسرکم، سرابی بیش نبود. شاید او باید، زمستان های زیادی را بیخز بگذراند، تا آنچه، من به گفتههای پدرسالخورده ام بیتوجه بودم، در سالیان بعد به چشم خود ببیند. یادواره شهدای منطقه گریوان
شهدا عامل وحدت یادوارهها گرچه بهصورت رسمی و نیمه دولتی برگزار شده و حواشی آن پررنگ شده و سمت و سوی واقعی خود را از دست میدهند؛ ولی یادواره امسال گریوان در شرایطی با عنوان زیبای " 52 شهید منظقه گریوان" در سهشنبه 8/10/88 در مسجد جامع گریوان برگزار خواهد شد که جامعه کوچک محلی ما بیش از پیش به وحدت نیاز داشته و با از حواشی غیر ضرور دوری نماید. انشاءالله این گردهمآیی آنطوری که مدنطر ستاد مربوطه است برگزار تا اهالی خوب روستاهای اسدلی، اماموردی، درتوم، علیگل، نیستانه و گریوان در یک محیط دوستانه دورهم جمع شوند. درایت مسولین امر در: 1- در انتخاب روز برگزاری که سومین روز شهادت سالار و سرور شهدای عالم حسینبن علی(ع) است؛ 2- مشارکت کلیه روستای منطقه؛ همانهائی که ادعا دارند، در اطراف بجنورد بهعنوان مرکز استان خراسان شمالی، از اراضی و باغات و آب وهوائی برخوردار ند که میتواند؛ برای تامین نیازها و تفریحات مردم بجنورد و مسافرین این خطه افتخارآفر ین باشد. برگزای منظم و آبرومند این نشست میتواند استعداد و توانمندیهای منطقه را بیش از پیش نمایان کرده و زمینه را برای ترقیهای شایستهی خود هموار نماید. افتخار اینرا دارم که به دعوت ستاد یادواره؛ حضور عاشورای حسینی گریوان را به روز برگزاری یادواره پیوند داده و از این مراسم گزارشی را در اینجا منعکس نمایم. به زعم بنده شهدا از عوامل مهم اتحاد جامعه بوده و در شرایطی که گریوان برای گامهای بلند در آینده به وحدت نیاز دارد؛ شهدای گریوان چراغ راه شده و راهنمای نسلهای بعدی گردند. چه خوب خواهد بود که مسولین یادواره از افراد مختلف روستا برای ایراد سخن و نظر کمک گرفته و یادی هم از افراد مختلفی که؛ چه قبل و بعد انقلاب( کدخداها، بزرگان، شوراها و ...) به روستا خدمت کرده و مردم را در دشواریها یاری دادهاند؛ یادی نمایند.
شهدا عامل وحدت
یادوارهها گرچه بهصورت رسمی و نیمه دولتی برگزار شده و حواشی آن پررنگ شده و سمت و سوی واقعی خود را از دست میدهند؛ ولی یادواره امسال گریوان در شرایطی با عنوان زیبای " 52 شهید منظقه گریوان" در سهشنبه 8/10/88 در مسجد جامع گریوان برگزار خواهد شد که جامعه کوچک محلی ما بیش از پیش به وحدت نیاز داشته و با از حواشی غیر ضرور دوری نماید. انشاءالله این گردهمآیی آنطوری که مدنطر ستاد مربوطه است برگزار تا اهالی خوب روستاهای اسدلی، اماموردی، درتوم، علیگل، نیستانه و گریوان در یک محیط دوستانه دورهم جمع شوند.
درایت مسولین امر در: 1- در انتخاب روز برگزاری که سومین روز شهادت سالار و سرور شهدای عالم حسینبن علی(ع) است؛ 2- مشارکت کلیه روستای منطقه؛ همانهائی که ادعا دارند، در اطراف بجنورد بهعنوان مرکز استان خراسان شمالی، از اراضی و باغات و آب وهوائی برخوردار ند که میتواند؛ برای تامین نیازها و تفریحات مردم بجنورد و مسافرین این خطه افتخارآفر ین باشد.
برگزای منظم و آبرومند این نشست میتواند استعداد و توانمندیهای منطقه را بیش از پیش نمایان کرده و زمینه را برای ترقیهای شایستهی خود هموار نماید.
افتخار اینرا دارم که به دعوت ستاد یادواره؛ حضور عاشورای حسینی گریوان را به روز برگزاری یادواره پیوند داده و از این مراسم گزارشی را در اینجا منعکس نمایم. به زعم بنده شهدا از عوامل مهم اتحاد جامعه بوده و در شرایطی که گریوان برای گامهای بلند در آینده به وحدت نیاز دارد؛ شهدای گریوان چراغ راه شده و راهنمای نسلهای بعدی گردند.
چه خوب خواهد بود که مسولین یادواره از افراد مختلف روستا برای ایراد سخن و نظر کمک گرفته و یادی هم از افراد مختلفی که؛ چه قبل و بعد انقلاب( کدخداها، بزرگان، شوراها و ...) به روستا خدمت کرده و مردم را در دشواریها یاری دادهاند؛ یادی نمایند.
تلاش شیاطین و غفلت انسان آنچه نزدیکان و همراهان امام در خصوص ایشان میگویند، یک بحث است و آنچه در سیرهی دهسالهی امام دیده شده و یا در صحیفه نگاشته شده یک بحث دیگری است. گفتههای ارادتمندان ایشان به سبب زاویه دید هر یک، متفاوت می نماید از دیگری و شاید مستند برای همهی امور نهگردد. ولی آنچیزی که در بیان و نوشتار حضرتش آمده به جهت اطلاع وپیشبینی او بعد خودش، فقط دستخط و گفتارش را ملاک استناد و عمل قرار داده است. متاسفانه اختلاف و برداشتهای چندگانه نه در فرهنگ که در دین و مذهب ما هم سابقهای طولانی دارد. توجه امروزی به عکس امام، واقعا عکس کردن امام است. طبق قانون فردی که جرمی را مرتکب شده باید خودش پاسخگو باشد حتی خانواده و اهل منزل او هم نه باید، از خطای او در مشکل و سوال افتند، تا چه رسد به دوستان و هم مسلکان و... چه معنا دارد که امامی که حاضر نهبود لحظه و روزی کشور برای موضوع خاصی با مشکل مواجه و یا تعطیل شود، چند روز و چند ماه با بحران مواجه گردد. حال اگر کسی در این رابطه و یا هر ارتباطی خلافی مرتکب شده خصوصا که از او عکس( خودش) و فیلم هم دارند، و یا کسی که اعتراف میکند خطائی را مرتکب شده برخورد نمایند. نهکند این موضوع مستمسکی برای ماه محرم شده و عزای مردم را به عزایی دیگر تبدیل نمایند. این مسائل سابقه دار شده ، موضوعاتی در کشور اتفاق میافتد، که فرصتهائی مثل ماه مبارک و محرمالحرام با حاشیههای فراوان به حاشیه رانده شده و اصل موضوع از دسترس دور می ماند. البته شیطان بیکار نیست. هر کسی را به نوعی مشغول می دارد، تا از یاد معبود غافل شود. زیاد دیده شده که در عزای عزیزی بیجهت میخندیم و یا عروسی را به دعوا و نزاع آلوده میکنیم. به سپیدی برف سلامت محیط زیست در همه حال تعاریفی از شهر و روستا ما را چون علی باید ازعلی گفتهها آمده وخواهد آمد. هر نسل وعصری از علی گفته و او را خواسته. بعض خواستنها فروکاستن بوده و وصفها برداشتها نسلی وفصلی انسانها. وچارهای هم نیست. اگر علی را بشر توان گفت، (که باید هم گفت چون اگر غیر این باشد، بر انسانها حرچی نیست چون فوق بشری را بابشر نتوان مقایسه کرد) از بحثهای بشری هم اجتناب نهتوان کرد. ما بشریم وبه وسع خود و با تاثیر و تاثر از محیط پیرامون، اظهار نظر کرده و ابراز احساسات نسبت به علی میکنیم. علی را به حق جمع اضداد گفته اند. حال اینکه جمع ضدها ممکن است یا نه؟ پاسخی است که به واسطهی رفتارهای ایشان که گویی در همهی اعصار بوده وکلامش آئینهی تمام نمای نسلهای گذشته وامروز و بعدها است. عدالت، اخلاق، جنگ، صلح، دعا، حکومت، خانه نشینی ، صبر،...و شهادت او آرزویی است که همه نسلها در پی اش بوده و سر وجانها برایش نثار وایثار کردهاند و قطعا خواهند کرد. تمسک یک گروه و دسته و حکومت و.... به علی وعدالت واخلاق او مانع آن نهبوده که مخالفین ایشان(متمسکین راست و دروغ) به واسطهی مصادرهی وی ، روی از علی برگردنند. طرفداران و یاران ومعتقدین به علی را بازهای یزرگ است که زاویه ی بازی نسبت به هم وگاها خلاف جهت همدیگر دارند. شدت خلاف جهت به حدی است که طرفدارو دوستادار وعاشق و مریدایشان آن دیگردل باخته و شیدا را تکفیر کرده ومشرکش می خواند. واینهمه مانعی برای طی طریق دیگری نشده و نهخواهد شد. به هر روی ما هم با قلیل بضاعت خویش در شب شهادتش از او می خواهیم که را نشان مان دهد و÷ایدارمان به دارد و سر وسامانمان دهد دراین وادی بی سامانی . وسبزمان به دارد همیشه واندیشه های سبز او را پاس به داریم.
علی هم می توانست اما... خلیفه نیستیسلطان هم فقط امام اول مظلومانی و جای پنج سال میشد که پنجاه سال حاکم باشی میشد که شامات را چون دندانی کند و پراکند که سهم بچههای ابوسفیان باشد و در امارت کوفه کاری هم به «ابنملجم» و «قطام» داد. میشد هر سال به هند و پارس به چین و ماچین دعوت شد سلطان روم ....بقیه در ادامه ادامه مطلب ضیافتالله هر عضوی اگر وظایف خود را برای مدت زیادی تعطیل کند، اختیار آن عمل یا وظیفه از او سلب میشود. ظاهرا این قاعده در همهی سیستمهای زنده جاری وساری است. سیستمی مثل بدن انسان، سیستمهای اداری، اجتماع و... برای امتحان مدتی یکی از چشمها را ببندیدو یا یکی از دستها بر گردن آویزید، بعد مدتی خواهید دید که این اعضاء از انجام وظیفهی خود، حداقل برای مدتی عاجز هستند. سومیها تاريخي كه سياستمدار براي مردن وارد سياست ميشود وبرای قهرمان شدن می میرد ، آدمها مثل برگ خزان کشته میشوند ولي نامشان باقي ميماند..... طبیعت سرچشمه را حفظ کنیم تورجـــــــان أين الرجبيّون؟
ماه رجب ماه با برکتی است. این ماه را مناسبت های مهمی است. اول رجب: سالروز ولادت پيشواى پنجم, حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام حلول ماه رجبالمرجب و تولد امام باقرالعلوم را به علم دوستان و ومسلمانان پیروش تبریک وتهنیت عرض مینمائیم. نامهی آقای رفسنجانی به مقام معظم رهبری بسمالله الرحمن الرحيم مقام معظم رهبري آيتالله خامنهاي زيده عزّه متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدينژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمهچينيهاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهكهاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمتزدنها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجنپراكنيهاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانههاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامهريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحتالشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجهها ميباشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي ميداند. دهها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغپردازيها و خلافگوييهايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلاميمان را نشانه گرفته بود. زير سوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيمالقدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدتهاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نميشد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيسجمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليتهاي ممتازي به عهده داشتهايد. نقطه قابل توجه دراين تهمتها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جنابعالي كه هادي دولتها بودهايد و با اظهارات صريح، مديريتها را مورد تأييد و تحسين قراردادهايد، نشانه گرفته است. بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيانگذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جنابعالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سمپاشيها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقتياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنهگران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند. البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بنيصدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد. اينجانب براي پرهيز از آلودهشدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكسالعمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم. در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدينژاد گفتم كه در اظهارات او خلافگوييهاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهامهاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانوادههايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفتهاند، نباشد. از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيسجمهور و حتي كمشدن داراييها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را ميطلبد. معالاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوتشان ديدند و بيشك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم. معتقدم جنابعالي بخوبي ميدانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جنابعالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بودهايم و هميشه صبورانه تهمتها و اهانتها را پشت سر گذاشتهايم و در دور جديد تهمتها و هجمهها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم ميدارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار ميگيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمتها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حقكشيهاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت، تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلافگوييها قرار ميگيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب ميدانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليتهاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفتهام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوقها و سلامت انتخابات اكتفا كردهام و رسماً گفتهام برنامه شركت در انتخابات ندارم. چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواستهاند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكردهاند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوقالذكر را از من نشنيدهاند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهتگيري در انتخابات نظر خواستهاند، گفتهام براساس آييننامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميمخودشان و همكارانشان در صحنهاند و عمل ميكنند و انصافاً تهمت دستنشانده بودن آنان ستم و بيحرمتي غيرقابل توجيه است. بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نميدانم و خود جنابعالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم ميدانيد. ولي اين نظر را رسانهاي نكردهام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كردهاند كه هدف بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد. با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بيشك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نميتابند و آتشفشانهايي كه از درون سينههاي سوزان تغذيه ميشوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونههاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده ميكنيم. اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديدههاي زشت و گناهآلودي مثل تهمتها، دروغها و خلافگوييهاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّفهاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاقشكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه ميتوانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟ رهبري معظم انقلاب؛ اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيتالله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما ماندهايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جنابعالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنههاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح ميدانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعلهورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد. لذا در فرصت باقيمانده ضروري به نظر ميرسد خواسته حق حضرتعالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه ميتواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنهگران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتشافروخته بريزند. سرچشمه شايد گرفتن به بيل چوپر شد نشايد گرفتن به پيل دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان اكبر هاشمي رفسنجاني الگوهای کپی شده
باهمه تصنعی بودن مناظره آقایان کروبی ورضائی، از بعضی صحبتهای دو طرف میتوان به برنامه واهدافشان پیبرد. سوالهای کلیشهای و پاسخهای مشابه مانع از آن نهبود که بهتوان تحلیل کرد که هردو نامزد با تیمهای اقتصادی خویش نسخههائی را برای ثروت خدادادی این مرز و بوم دارند. دراین مناظره 90 دقیقهای و در راه حلهای ارائه شده برای اقتصاد ایران، مسئلهای بهنام تولید ثروت با استفاده از دانش بشری که موجب جهش دنیای پیشرفته شده، مغفول بود.
یک موضوع برگشت به عقب در طرح هر دو کاندیدا دیده میشود. دادن پول نفت به مردم با روشهای خود ساختهی آقایان بیشتر بوی گدائی رای میدهد تا یک برنامهی هدفمند اقتصادی با افق روشن. دادن پول نفت، همچون دیگر نظریات امام خمینی - مثل اظهارات ایشان در مورد امکان رئیس جمهور شدن خانمها-از اول انقلاب اسلامی ابتر و بیپاسخ مانده است. موضوع دادن پول نفت به مردم و مجانی بودن بهای برق و غیره بیانی است که هنوز هم برخی افراد اظهار داشته وآن را منتسب به امام میدانند.
بعضی کشورهای نفتخیز عربی سالهاست که طرحی مشابه طرح آقایان کروبی و رضائی را عملی کرده و به حساب افراد جامعهی خود پول نفت میریزند وبهنام آنان سرمایهگذاری میکنند.
آیا ما که مدعی حکومتی مترقی و دارای قانون اساسی بدیع بودهایم بعد سیسال دنبالهرو الگوهای اعراب حاشیهی خلیج فارس شدهایم؟
لعنت حق بر توهین کنندگان نقل است وقتی بعد فوت امام اشعار ایشان منتشر شد، برخی افراد جناح راست که از قضا مخالفتی هم با عرفان وتصوف داشتهاند، گفته بودند: " انشاءالله دروغ است، این اشعار از امام خمینی نیست" از روزی که موضوع فیلم جوک گوئی آقای خاتمی و توهین به ترکها را شنیدهام(چون دیدن چنین چیزائی برایم مقدور نیست) بارها باخود گفتهام انشاءالله دروغ است. وحتما این یک توطئه وکارناولی است برای عصر انتخابات.چون: "توهین به هر قومی محکوم است خصوصا از ناحیه سیاستمداران وعلیالخصوص از سوی افرادی با وجهی اخلاقی نهتنها پسنده نیست بلکه گناهی نابخشودنی است." از یک باورم نمیشود واز طرف ناراحتم که اگر این درست باشد که برسر آنهمه اخلاقیات آقایان خواهد آمد واز طرف دیگر چقدر در سرنوشت انتخابات تاثیر گذار خواهدبود؟ وباز امیدوارم درست نهباشد وگرنه بعد انتخابات وبعد اینکه رایم را نثار وایثار کردم ، خدمت آقای خاتمی خواهم رسید. احسان شریعتی در بجنورد
هفته قبل وقتی گزارش حضور احسان شریعتی پسر معلم شهید دکتر علی شریعتی در بجنورد و صحبتهای ایشان خواندم، متوجه نکاتی شدم که حاکی از پختگی واطلاع وی از اوضاع ایران داشت. در دهه شصت وقتی تب گفتگو ومباحثات بالا بود احسان هم جوگیر شده و حرفهائی میزد که گروه و دستههای سیاسی آن روز به واستهی نفوذ کلام دکتر از بحثها و نظرات او برداشتها و بعضا سوء استفادههائی می کردند. کس وکسانی به ایشان یادآوری کرده بودند که بهتر است شما بروید دنبال درس خواندن وفعلا وارد این مباحثات نشوید. احسان به این توصیه و یا خود خواسته سالهاست که مطالعه کرده و مدارج عالی دانشگاهی را طی کرده است.انصافا مطالب ایشان در میان جمعی از دوستداران دکتر شریعتی در بجنورد نشان از عمق یافتههایش بوده وبهحق شایستگی فرزند آن پدر و آن شمع روشن انقلاب را دارد.نکات قابل تاملی در بیانات ایشان است که شاید در نگاه بدوی روشنفکرانه باشد، ولی به درد مسائل اجتماعی وسیاسی روز هم میخورد. درود خدا بر شریعتی و دوستان راستینش باد. اما اینکجا و آنکجا ما هستیم شادی وشکر دستهجمعی
روزهائی را به یاد میآورم که همه با هم درخواست باران میکردیم. این دعا شاید در بعضی نقاط زیاد ملموس نهبوده ودرک درستی از این خواسته نداشته باشیم و حکایت آن جمعی باشد که برای دعای باران بیرون آمدهایم، اما فقط کسی که به دعایش ایمان دارد، با چتر به میعادگاه آمده است. میرحسین موسوی و طنازها دو باران در قوس
سه اندر بهار بیارزد به ملک شهریار
نمیتوانم احساس خوشحالیام را پنهان کنم ، بسیار شادمانم که واقعا بهارمان بهاریست. قبلا به این موضوع که از ائمه اطهار نقل است که دعا میفرمودند " خداوندا زمستان ما را زمستان و بهارمان را بهاری ، تابستانمان را تابستان و پائیزمان را پائیزی بگردان" پرداخته بودم . اگر فصلهای گذشته رنگ وبوی کمتری از نام خود داشتند، بهار امسال در اکثر نقاط بهاری شده است. ریزش بارانهای بهاری آن اعتقاد و اصطلاح شیشهی پیشینیان را عیان ساخته و به شش روز بعدی نهرسیده طبیعت زیبا و کویر دل مارا سیراب کرده است. پراکنش خوب باران اسفند گذشته و بهار جاری نوید بخش روزهای خوبی برای کشاورز ودامدار است و میرود که دست غیبی از پس آنچه که تحلیلاش نمیرفت بهدر آمده جبران بیتدبیریهای متولیان در ارتباط با رکودتورمی را تاحدی در این بخش جبران نماید.وباشد که سال نکو گردد و دهقان شادمان.
اندر باب سال تحویل در گریوان و شروع کار در اداره در اجرای برنامهای تمام تعطیلات را اداره و شهرستانها بودم وحتی بیش از روزهای عادی با تعدادی از همکاران مشغول کار بودیم، و یکباره با آمدن خیل کارمندان متوجه شدیم که تعطیلات نوروز تمام شده ووضعیت به حالت سابق برگشته است. میتوان گفت که نوروز وتعطیلاتش، آن چهار روزی (حتی تا سیزده روز) نیست که تقویمهای شمسی از زمان حضرت خیام اعلام می فرمایند، بلکه نوروز همان پانزده روزی است که در ادارات و خیابانها وبازار خبری از فعالیت نیست. فرهنگ وباور مردم هم، همین است. در روزهای به ظاهر اداری قبل از پانزدهم فروردین مراجعه کنندهای نمیآید که آن قلیل کارمندان را از تنهائی در آورده وتبریک عیدی بدیشان گفته باشند.واین قانون نانوشتهای شده که همهی به احترام گذشته وجز گلایه وشکوهای کوتاه در حد حرفهای معمول دیگر کاری نمیتوانند انجام دهند. امروز ادارهی ما بیشباهت به ساعات اولیهی سال تحویل در گریوان، نهبود که مردم بعد از زیارت اهل قبور، به پائین پلههای مزار آمده صف میبندند. اگر هوا وساعت مناسبی از سال نو باشد، صف جماعت مردان به حدی میرسد که افراد از فرط مصافحه و تبریک گفتن در آخرای صف نای حرف زدن ندارند. و میتوان فهمید که بندگان خدا در مواجه با یکدیگر به یک سر تکان دادن و دستها را به هم رساندن اکتفا میکنند. در این بین وای به حال افرادی که خویشیت نزدیک با بعضیها داشته ویا اینکه از شهرهای دیگر به گریوان رسیده باشند، آنجاست که اگر صورتش را چپه تراش کرده باشد، باید پیهی سیخهای خشن آن کشاورزان عزیز ما را که شام و مدینه برایشان یکی است، به تن صورت نازک ومبارک خود بمالند. فرقی نمی کند که این صورت را برای چه مقصد و مقاصد آماده کردهاند. مهم ایناست که اینجا باید رنج سفر را به جان بهخرند و تا اطلاع ثانوی سوزش زیبای روی آفتاب نهدیدهی خویش را تحمل فرماید. مگر اینکه انواع لوازم آرایش و مرطوب کنندههای تسکین بخش را در انبان اهل عیال خویش از قبل تدارک دیده باشد. القصه قصد این بود که بهعرض برسانم، در ورودی ادارهی ما وحتما سایر دوایر بهرمند از نظام بوروکراسی و دیوانسالاری، گشوده شده به روی کارمند ومشتریان در سال جدید، به سان پای پلههای گورستان گریوان بود. اما اینجا نامنظم و در هم فرو رفته وبعضا بعضیها بیگانه با آداب مرسوم در گریوان که هیچ تبعیضی را بین خرد وکلان، آشنا وناآشنا وحتی دوست ودشمن برنمیتابد وهمه را از یک طرف از پای پلکان تا به انتها، که شاید به سهراهی سرچشمه رسیده باشد، شامل میشود وکسی را از مصافحه وتبریک وماچ و بوسه بینصیب نمیگذارد. فرق دیگری هم گریوان با ادارهی ما داشت وآن اینکه در مواجههای بعدی هم از ترس اینکه شاید اشتباه کرده باشیم وطرف را در آن روز موصوف ندیده باشیم، باید به نیت قضا ویا تکرار از شوق سال نو همدیگر را در بغل گرفته و دیده بوسی نمائیم. اما در این دیار با وجود قلت شاغلین، بعد از عبور از پلههای اداره، نیازی به ابراز احساسات نیست مگر اینکه عضو گروه غیر رسمی اداره بوده ویا در یک واحد، همکار باشی که مواجه شدن رااجتناب ناپذیر میکند. روز طبیعت
به روز طبیعت تن زخمی مادر گیتی را ریش نکنیم.
یا مقلبالقلوب والابصــــــار نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد.
الا ای اهورای با فرّ و جاه در این روز ِنو از مه ِفرودین بگردان دل و دیدهام از گناه روان مرا از غم آزاد کن
جهان است شادان به پندار نیک.ز پندار نیک است گفتار نیک.چو پندار و گفتار نیک شد. نیاید زتو غیر کردار نیک... نوروز برهمگان مبارک باد |
| ||||||